اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر

14651
سال 1419
جلسات
نسخه عربی

لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر

4
  • اگر فرض بکنیم یک موجودی غیرخدا، این خصوصیات را داشت هر وقت ما او را می‌خواندیم فوراً می‌آمد هر وقت او ما را می‌خواند نمی‌رفتیم این الحمدلله بود ولی کسی غیر از خدا نیست فقط این اختصاص به ذات احدّیت دارد فلذا حضرت به عنوان حصر می‌فرماید الحمدلله، حمد مال یک همچنین خدای این‌طوری است ما بیخود که نمی‌گوییم الحمدلله، الحمدلله به خاطر این، بسم اللَه، خودت بیا ببین خودت بیا تماشا کن ما ادّعای بدون دلیل نکردیم ما همین‌طوری حرف نزدیم و بعد بخواهیم توجیه کنیم، نه! ما نیاز به توجیه نداریم این‌ها این هم دلیلش، الحمدلله خودت می‌بینی دیگر! حالا چرا این‌طور است؟ چرا او سریع الاجابه و ما بَطی الْاجابه هستیم؟

  • عرض شد در شب گذشته که این مسأله به دو جهت تکوینی قضیه برمی‌گردد یکی جهت آن جنبه عِلّی و جنبه مبدأیت حق نسبت به افعال و نسبت به حوادث در عالم تکوین که لازمه‌ی آن سرعت است، بلکه ما فوق سرعت. جهت دوم، جهت نقص در معلول و نقص و خلأ در ممکن، ممکن به جهت امکان خودش آن جهت ابتعاد از مبدأ و دوری از مبدأ و توغّل در کثرات، مانع است از این‌که به حقیقت خود که همان حقیقت نورّیه وجودّیه است بخواهد دائم الاتصّال باشد، در عالم شعور و ادراک نه در عالم تکوین وخلق و ثبوت بلکه در عالم اثبات این دائم الْاتصّال و دائم الحضور طبعاً نیست و این لازمه‌ی کدورت و توجّه به عالم نفس و مادّه است که او را منظور از مادّه نه مادّه به عنوانِ .. منظور عالم دنیا است از توجّه به مبدأ باز می‌دارد این دو جهتی بود که در شب قبل عرض شد.

  • یک جهت دیگر ما می‌توانیم برای این مطلب در نظر بگیریم و آن این‌که خداوند متعال در مقام رحمت و عطوفت نسبت به خلق، داعی نفسانی ندارد ما کارهایی را که انجام می‌دهیم بر اثر دواعی است توی این دنیا بر اثر دواعی است یک شخصی می‌آید با یک کسی محبّت پیدا می‌کند انس پیدا می‌کند صحبت می‌کند همان دفعه اوّل که شما نگاهش می‌کنید می‌روید توی این ارتباط، یک جهتی را جستجو می‌کنید [برای‌] چه این دارد الآن با این گرم می‌گیرد؟ این‌که تا دیروز اعتنایش نمی‌کرد حالا رفته گرم گرفته یک کاسه زیر نیم کاسه‌ای است حساب می‌کنید ها! این آقا مسؤول یک اداره است این آقا هم یک کارش گیر کرده تا دیده این آقا مسؤول اداره است فوراً می‌بینید آقا آمده بغل این نشسته با هم گرم می‌گیرند این مال چیست؟ داعی نفسانی داعی است دیگر یا نگاه می‌کنی می‌بینی این آقا نشسته بغل این آقا و دارد گرم می‌گیرد بسیار خب، گرم بالا و پایین فلان می‌بینی این بیخود نیست نگاه می‌کنی می‌بینی بله! این آقا می‌خواهد ازدواج کند متوجّه شده که ایشان صبیه مرضیه هم دارد می‌گوید برویم بنشینیم با این گرم بگیریم، بلکه دخترش را به ما بدهد یا برای فلان یا می‌بینی نشسته دارد پیش هم گرم می‌گیرد می‌گوید ها این می‌تواند این گره را از کار ما باز کند. خلاصه‌ی مطلب این را به شما بگویم که یا اگر هیچ چیز نباشد از تنهایی آقا! از تنهایی.