اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر

14٬542
سال 1419
جلسات

فقره دعاء: الحمدلله الذي أدعوه فيجيبني و إن كنت بطيئاً حين يدعوني. 1 – توضيحي راجع به فرمايش امام سجاد عليه السلام در اين فقرۀ شريفه: الحمدلله الذي اَدعوه فيُجيبني. 2 – كلام برخي از افراد نسبت به اختصاص داشتن بسم اللَه الرحمن الرحيم هر سوره به آن سوره و نقد آن 3 – چگونه حمد اختصاص به پروردگاري دارد كه سريع‌الاجابة مي‌باشد. 4 – همه انسانها از لحاظ انتساب ربط خود با پروردگار متعال يكسان بوده و همچون دندانه‌هاي يك شانه مي‌باشند. 5 – نظر استخفاف به بندگان پروردگار متعال موجب سقوط انسان مي‌شود. 6 – فرمايش استاد طهراني در ارتباط با برترين فرد از نقطه نظر كمالي در مكتب مرحوم علامه طهراني.

لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر

توضیحات:

فقره دعاء: الحمدلله الذي أدعوه فيجيبني و إن كنت بطيئاً حين يدعوني. 1 – توضيحي راجع به فرمايش امام سجاد عليه السلام در اين فقرۀ شريفه: الحمدلله الذي اَدعوه فيُجيبني. 2 – كلام برخي از افراد نسبت به اختصاص داشتن بسم اللَه الرحمن الرحيم هر سوره به آن سوره و نقد آن 3 – چگونه حمد اختصاص به پروردگاري دارد كه سريع‌الاجابة مي‌باشد. 4 – همه انسانها از لحاظ انتساب ربط خود با پروردگار متعال يكسان بوده و همچون دندانه‌هاي يك شانه مي‌باشند. 5 – نظر استخفاف به بندگان پروردگار متعال موجب سقوط انسان مي‌شود. 6 – فرمايش استاد طهراني در ارتباط با برترين فرد از نقطه نظر كمالي در مكتب مرحوم علامه طهراني.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر

16
  • من که ملول گشتمی از نفسِ فرشتگان *** قال مقال عالمی می‌کشم از برای تو 1
  • آن‌وقت ما باید بلند بشویم بیاییم و در مقامِ این‌ها بگوییم که ...، واقعاً چه چیزها ما در زمان آقا که ندیدیم. چه چیزها ندیدیم. عجیب، عجیب، عجیب، اصلًا.

  • یک قضیه‌ای مولانا دارد خیلی عجیب است. می‌گوید یک سواری داشت از یک جا می‌گذشت، نگاه کرد دید یک شخصی خوابیده. بعد یک ماری آمد رفت در دهانش. حالا به عنوانِ مثال گفته، یک ماری آمد رفت در دهانش و وارد معده‌اش شد. حالا مار نه شما زالو بگیرید.

  • اتّفاق می‌افتد، فرض کنید که بعضی وقت‌ها چیزهایی که حالا ...، بالأخره وارد معده‌اش شد خب این الآن آن را می‌کشد. الآن این ماری که وارد معده شده است. این زالویی که الآن در معده هست، او را الآن می‌کشد، از بین می‌برد. خونش را می‌مکد. سم واردِ بدن می‌کند. چه می‌کند، خب حالا چه کار کند برای او؟ او را بیدارش می‌کند، بیدارش می‌کند، شروع می‌کند به تازیانه زدن. هِی تازیانه می‌زند. این هم فرار می‌کند. این هم با اسب دنبالش، منتهی یک جوری می‌رود که اسب ...، هی می‌خورد زمین، بلند می‌کند. دوباره می‌زند او را. هِی می‌گوید آخر برای چه داری مرا می‌زنی؟ ای خدا مرگت بدهد. من چه .... من کاری نکردم داری مرا می‌زنی. هی می‌زَنَد او را دوباره. هی بلندش می‌کند، هی دوباره می‌زند. خلاصه، می‌گوید آخر بگو چه گناهی از من سر زده است؟ چه گناهی از من سر زده است؟ این گوش نمی‌دهد. می‌گوید تو باید بخوری. دوباره راه می‌رود. دوباره، خلاصه مسأله می‌رسد به یک جایی که از شدّت گرسنگی و عَطَشْ و این‌ها می‌افتد. از همان خار و گیاه و آب و فلان‌هایی که در همان جا بوده برمی‌دارد می‌خورد و حال تهوّع و این حرفها به او دست می‌دهد، برمی‌گرداند. می‌بیند، ا یک مار از او درآمده. یک مار درآمده. آن‌جا می‌گوید عجب، پس تو مرا برای این می‌زدی؟ تو مرا برای این می‌زدی که این مار، از من دربیاید؟ من به تو، بد گفتم. من سبّ کردم تو را. من به تو دشنام دادم. من تو را اذّیتت کردم. تو می‌دانستی، پس این مار تو من رفته هان؟

    1. ديوان حافظ
/ 0