
لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
فقره دعاء: الحمدلله الذي أدعوه فيجيبني و إن كنت بطيئاً حين يدعوني. 1 – توضيحي راجع به فرمايش امام سجاد عليه السلام در اين فقرۀ شريفه: الحمدلله الذي اَدعوه فيُجيبني. 2 – كلام برخي از افراد نسبت به اختصاص داشتن بسم اللَه الرحمن الرحيم هر سوره به آن سوره و نقد آن 3 – چگونه حمد اختصاص به پروردگاري دارد كه سريعالاجابة ميباشد. 4 – همه انسانها از لحاظ انتساب ربط خود با پروردگار متعال يكسان بوده و همچون دندانههاي يك شانه ميباشند. 5 – نظر استخفاف به بندگان پروردگار متعال موجب سقوط انسان ميشود. 6 – فرمايش استاد طهراني در ارتباط با برترين فرد از نقطه نظر كمالي در مكتب مرحوم علامه طهراني.
لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
توضیحات:
فقره دعاء: الحمدلله الذي أدعوه فيجيبني و إن كنت بطيئاً حين يدعوني. 1 – توضيحي راجع به فرمايش امام سجاد عليه السلام در اين فقرۀ شريفه: الحمدلله الذي اَدعوه فيُجيبني. 2 – كلام برخي از افراد نسبت به اختصاص داشتن بسم اللَه الرحمن الرحيم هر سوره به آن سوره و نقد آن 3 – چگونه حمد اختصاص به پروردگاري دارد كه سريعالاجابة ميباشد. 4 – همه انسانها از لحاظ انتساب ربط خود با پروردگار متعال يكسان بوده و همچون دندانههاي يك شانه ميباشند. 5 – نظر استخفاف به بندگان پروردگار متعال موجب سقوط انسان ميشود. 6 – فرمايش استاد طهراني در ارتباط با برترين فرد از نقطه نظر كمالي در مكتب مرحوم علامه طهراني.
لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
12خب، از آن ناحیه، مسأله چه هست؟ مسأله از آن ناحیه تمام است. آنجا قوم و خویشی نیست. نگاه کنیم خدایا، نگاه کنیم روی چه حسابی تو با ما ارتباط داری؟ خدا میگوید: ببین در خودت عجز را میبینی؟ ببین در خودت بیچارگی و بدبختی را میبینی؟ اگر دیدی بدان من اینجا هستم. اما اگر در خودت، علم دیدی، در خودت قدرت دیدی من پایم را آنجا نمیگذارم. من پایم را آنجایی نمیگذارُم که آن در خودش علم احساس کند. قدرت احساس کند. کمال احساس کند. نمیگذارم هم شوخی نمیکنم. دو روز سرش را گرم میکنم، روز سوم از او میگیرم. یک دزد را از تو خانهاش میفرستم بالا، قشنگ میرود تو خانه، راحت، هیچ، فوراً میگوید که آقا، هرچه داری خالی کن. او هم تسلیم و بعد برمیدارد میرود. خداحافظ شما؛ یعنی کار دیگری نکنی. این میآید تو. این از این. جمال دارد، بسیار خوب، هیچ مشکلی نداریم، دوتا میفرستم، از این چیزها، چیه آقا؟ میکروب، نمیدانم ویروس، از این چیزها، دوتا میفرستم تو خونش، آن قیافه جمالِ دل آرای کذای کذا برمیگردد به یک چهره کریه. یک چهره جذامی کریه، یک چشم مغموم، چشمها گود افتاده. وضع چشم عوض شده، صورت گود رفته، زرد شده. اصلًا شما نمیتوانید نگاه کنید. کجا رفت؟
یک شعر خنده داری، گاهی خب بعضی از این دوستان بودند میخواندند این را میگویند:
آن پریچهره که بر حور و پری تف میکرد *** دیدمش ریش درآورد و زغال پُف میکرد یعنی اینها مال همین دورانِ جوانی و از این حرفها است. یک مدّتی که سن گذشت و قضیه رفت بالا و چیز شد، همین با همین چیزها مشغول است و کسی دیگر اعتنایش نمیکند. خیلی عجیب است. حکایات، عِبَرْ، دیگر در اینجا، اینقدر هست که شما بهتر از ما میدانید که در اینجا .... این مالِ آن طرف است. پس بنابراین، خداوند متعال، نظرش نسبتِ به بندگان، چه هست؟ این نظر است.
