سریع الاجابة بودن خدا و بطىءالاجابة بودن ما
5وان کنتُ بطیئاً حینَ یدعونى حالا عجیب اینجا است که برای یک همچنین دعوتی ما سر از پا نباید بشناسیم، به عکس در اینجا قضیه چیست؟ عکس شده! او دارد دعوت میکند ما دست روی دست میگذاریم، آقا حالا ببینیم، حالا فعلًا افطاری را بکنیم تا انشاءاللَه بعد. حالا عرض کنم که فعلًا این مهمان است این مهمان است را راه بیندازیم، حالا این قضیه چیست؟ مسأله از کجا است؟ چرا اینطور است؟ به جای اینکه از آن طرف ناز و کرشمه و عشوه و استکبار و کبریائیت و اینها باشد، میبینیم از آن طرف فوراً اجابت است عجیبهها! همینکه میگویی یا ربّ، قبل از یا ربّ، لبیکش آمده.
این همه یا ربِّ تو لبیک ماست هنوز یا ربِّ نگفتن، یجیبنیاش آمده، لبیک آمده است امّا از این طرف، از ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است، از ما که عجز و بیچارگی و نیاز است، بطیئاً، خیلی با سر حوصله، ما مقام کبریائیت داریم ما به این زودی سر نمیآوریم، خدا هم باشد برای من باید کارت بفرستد، نامه فدایت شوم بفرستد، مگر ما به این زودی تنازل میکنیم از این از مقاممان؟ تنازل نمیکنیم.
حالا امام سجّاد علیهالسّلام اینجا، الحمدللهاش دیگر مال چیست؟ الحَمدُلله الّذی، الحَمدُلله الّذی ... حمد مخصوص آن است. حمد در جایی میگویند که در آنجا «ستایش» است در آنجا «محمدتی» هست، در آنجا «ارزشی» هست، خب این ارزش اینجا است ارزش اینجا است که اونی که ناز دارد و عدم احتیاج دارد و استغنای ذاتی دارد و هستی او واجب است و تمام مَحامِد در عالم وجود، اختصاص به ذات او دارد، او «فیجیبُنی» است فوری اجابت میکند. الحمداللَه به خاطر این جهت است، از این طرف که فقر است و بیچارگی است و کثرت است و اتّکا به او است و امکان ذاتی است و هیچ صفتی نیست از صفات کمالیه الّا این که منشأش از اوست، اینکه از این طرف است بطیئاً حینَ یدعونى، تکاهل و سستی است، خب این جای حمد ندارد؟

