سریع الاجابة بودن خدا و بطىءالاجابة بودن ما
11اگر صورت قضیه و صورت مسأله به این نحو بود وان کنتُ سریعاً حینَ یدعونى؛ یعنی وقتی که او دعا میکرد ما اجابت میکردیم خُب هنر نکرده بودیم خب باید هم سرعت داشته باشیم چرا؟ چون غنّی بالذّات اوست. محتاج بالذّات ما هستیم، فقر ذاتی را ما داریم غنای ذاتی را او دارد، باید هم هر وقتی که او ما را میخواند ما زود برویم این لازمه طبیعت قضیه است، او باید ناز کند برای ما، نه این که ما ناز کنیم برای او. امّا در عین حال که اگر صورت مسأله به این کیفیت بود باز حمد اختصاص به او داشت، چه برسد به این که ما بطیء هستیم؛ یعنی علاوه بر اینکه سرعت نداریم، نه! تکاهل میکنیم، نمیآییم، حرکت نمیکنیم، حرکت نمیکنیم. هی ما را میخواند هی سستی میکنیم این پیغمبر چقدر برای این مردم، خودش را به زحمت انداخت؟ کدام پیغمبر؟ پیغمبری که صحبت با ملائکه موجب ملال اوست، پیغمبری که تکلّم با ملائکه موجب تنازل او به کثرت میشود، منتهی کثرت نورانی نه کثرت ظلمانی، این پیغمبر که صحبت جبرئیل موجب ملال اوست، این پیغمبر آمده سراغ ابوسفیان، ابوجهل سراغ ابوبکر، سراغ اینها آمده، با چه نیتی آمده، انشاءاللَه برای فردا شب. 1
اللَهم صل علی محمد و آل محمد
- حسينى طهرانى، سيد محمد محسن، متن جلسات شرح دعاى ابو حمزه ثمالى، ١جلد، مكتب وحى - تهران - ايران، چاپ: ١.

