سریع الاجابة بودن خدا و بطىءالاجابة بودن ما
10سیه رویی ز ممکن در دو عالم *** جدا هرگز نشد... سیهرویی، ممکن فقر است و فقر نور ندارد فقر هستی ندارد ماهیات ممکنه اشیا، تمام اعدام بر آنها صادق هستند این جدا هرگز نشد وَاللَه اعلَم.
این طرف قضیه ما هستیم پس صورت مسأله به این کیفیت است یک طرفش خداوند متعال یک طرفش وجود مبارک ما که سراسر فقر و جهل و اینها، خب لازمه این فقر چیست؟ لازمه این فقر کثرتطلبی، تکاهل کردن، مسامحه کردن، حرکت نکردن، شوخی پنداشتن، واقعیات را جدّی نگرفتن، اینها لازمه چیست؟ لازمه فقر است دیگر و لازمه کثرت است دیگر، همه اینها لازمهی این عالم است لذا این امر یک امر طبیعی است، این مسأله طبیعی است، طبیعی قضیه این است که الحمداللَه الّذى ادعُوهُ فیجیبنى باشد و این طرفش وان کنتُ بطیئاً حینَ یدعونى باشد، این طبیعی است حالا کی این متبدّل میشود؟
آیا میشود متبدّل بشود؟ آیا میشود اینطور باشد و ان کنتُ سریعاً حین یدعونی بشود؟ کی میشود اینطور؟ این صورت قضیه است، چرا ما بطیء هستیم و چرا او سریع است؟ یا سریع الاجابه نداریم؟ عرض میشود که آن آیه شریفه که میفرماید (وَ إِذا سَأَلَك عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ1 این لازمه آن وجود است ادعونی استجب لکم، لازمه آن وجود است و دعاها و روایات و آیاتی که در این زمینه هست که انشاءاللَه در شبهای آتیه نسبت به این قضیه اگر خداوند توفیق بدهد صحبت میشود پس بنابراین، این مسأله موجب محمَدت است الحمدللّه الّذى ادعُوهُ فیجیبُنى این ذاتی که دارای این خصوصیت است، این ذاتی که علم مطلق است، این ذاتی که غنای مطلقِ است، این ذاتی که قدرت مطلق است، غنای مطلق از هر چیزی، در این غنا همه چیز خوابیده، غنّی بالذّات میدانید یعنی چه؟ یعنی هیچ نقطه نقصی در او وجود ندارد که به فعلیت برسد، از نظر علم از نظر قدرت، از نظر جمال، از هر جهتی، هیچ نقطه استعدادی در او نیست که آن نقطه بخواهد به فعلیت برسد این میشود چه؟ این میشود غنّی بالذّات. ذاتاً غنی است یک همچین موجودی این مستوجب چیست؟ مستوجب حمد است حالا چرا؟ اگر ما این طرف قضیه بودیم، باز او مستوجب حمد بود وان کنتُ بطیئاً حین یدعونى.
- بقره/ آيه ١٨٦.

