ادراك حقیقت معناى رحمت
10میگفت آقا به من میگفتند آقا خطکش بگذار از دم پیشانی تا دم چیز اگر یک میل تخطی کردی این طوافت باطل است! میگفت ما هی طواف کردیم هی طواف کردیم! گفتم خدایا ـ میگفت همان [جا] ایستادم دستم را بلند کردم ـ خدایا اگر این حجی که دارم من انجام میدهم همینی است که پیغمبرت آورده من این پیغمبرت را قبول ندارم! این چه جنایتی است دارند میکنند؟ آقاجان نماز طواف مثل همان نماز صبح است مثل همان نماز مستحب است، نه مخرج میخواهد نه غیر مخرج میخواهد نه جلو میخواهد نه عقب میخواهد نه صادِ کذا میخواهد نه چی چی، همان نماز صبحی که میخوانی همین است. این چه بازیهایی است درآوردیم؟ این چه حجی است برای مردم درست کردیم؟ شما اگر در طواف سه دور هم دور خودتان بچرخید طوافتان درست است کی گفته باید [در] طواف شانه فلان باشد؟ این حرفها از کجا درآمده؟ اگر کاملا این جوری هم بشوی و طواف کنی درست است این بازیها چیست؟ اینها دین مردم را از بین میبرند آخرت مردم را از بین میبرند دنیای مردم را از بین میبرند، همین کارها است که باعث میشود اینها برگردند و مسخره کنند و دین پیغمبر را مسخره کنند، اینها است دیگر. البته خب است آن روحانی کاروان بیاید این مسائل را تا آن حدود امکان، حمد و سوره را درست بکنند ...
خب این یک مرتبه از نماز، در این مرتبۀ از نماز انسان باید رعایت کند، همین نماز توضیح المسائلی به اصطلاح، بسم الله را درست بگوید الحمد را درست بگوید قنوت را درست بگوید ارکان را به جا بیاورد طبق ظواهر شرع. یک مرتبه میگویند نه! این نماز به درد نمیخورد، باید در این نماز به معانی توجه کنی انسان با خودش فکر میکند آخر من تا کی باید این الفاظ را تکرار کنم و چیزی نفهمم؟ آیا این یک حالت تکراری و اعتیاد است؟ نه! شروع میکند این معانی را میفهمد بعد یک مرتبه متوجه میشود تمام ذهنش به معانی بوده، یک مقداری بالاتر میآید متوجه میشود نه! معانی هم جنبه آلیت دارند نه موضوعیت و جنبه حکایی دارند نه اصول موضوعه و مفروضه و به عنوان حکایت باید اینها را لحاظ کرد، این را باید در نظر بگیرد. میآید بالاتر خدا را در نظر میگیرد، فقط توجه به الله است و به معانی از نقطهنظر حکایی نگاه میکند میآید میآید تا به یک جا میرسد که خود خدا هم در این نماز به یادش نمیآمد، نماز میخواند ولی مخاطبش در نماز کیست؟ مخاطب در نماز اینجا دیگر بله با عرض معذرت مخاطب در نماز دیگر فرق میکند، معانی دیگر آنجا تفاوت پیدا میکند، در آنجا دیگر مخاطبی نمیبیند تا با او گفتگو کند.

