ادراك حقیقت معناى رحمت
11اگر در وهله اول به انسان بگویند این مطلب را، انسان از دین برمیگردد میگذارد کنار و این چیست؟ نه! عنایت خداوند میآید و کم کم هی به او میدهد معرفت زیاد میکند دوباره به او دقیقتر میکند تجردش را بیشتر میکند جنبه صورتِ در معانی را تقلیل میدهد باز او را بالاتر میبرد بعد کم کم صورت معانی را برای او جلوه میدهد باز او را جلوتر میبرد بعد به معانی کلیه میرسد از صورت عبور میکند باز به او معانی کلیه صفات جلالیه و جمالیه میرسد بعد از آنجا میخواهد عبور کند و به معنای واحد برسد آنجا دیگر معنا معنای صفت کلی که همۀ صفتها برای او است از او میخواهد عبور کند و دیگر معنایی را نفهمد دیگر از معنا میخواهد بگذرد، آنجا چیست؟ آنجا مقام ذات است. آنجا دیگر حتی معنا نیست نماز میخواند ولی دیگر معنایی در نظرش نمیآید ایاک نعبد و ایاک نستعین در آنجا اصلا یک وادی دیگری است الحمدلله رب العالمین در آنجایک وادی دیگری است آنجا چیست؟ آنجا حقیقت نورانیۀ وجود فقط برای او جلوه میکند بدون هیچ گونه معنایی. آن وقت تنزل او در عالم کثرت به صورت نماز بدانید چه خواهد شد؟ آن نماز دیگر چه نمازی است؟ یک عارف در آن هنگام در چه مقام و در چه حضوری است؟ رزقنا الله انشاءآلله. اگر واقعا این ها هست و ما شنیدیم، خدا روزی ما کند.
جدا انسان تحسّر نمیخورد که این مسائلی که در اینجا وجود دارد چرا دستش کوتاه است و فقط در این مسائل پایین تفحص وغور کند؟ اگر ما چقدر عمر داریم؟ مگر دیگر چقدر از عمرمان باقی مانده؟ هان؟ و بالاجمال هم میدانیم خودمان هم نمیتوانیم گول بزنیم میدانیم که یک مسائل دیگری هست میدانیم یک مطالب دیگری هست. واقعا باید از خداوند بخواهیم که خداوند با عنایت خودش آن معرفت خودش را به ما عنایت کند و الاّ امکان ندارد.

