اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت اراده و مشیّت پروردگار متعال نسبت به همه عالم وجود

14488
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

وحدت اراده و مشیّت پروردگار متعال نسبت به همه عالم وجود

9
  • حالا كه این طور شد آیا این جنابی كه الان دارد با این حال می‌رود مكه، با همین حال جراحت و اینها، آیا صحیح است پیش خودش بگوید خدایا این را خبكن تا یك حج خب انجام بدهم؟ خدا می‌گوید هان حج خب چیست؟ تو تشخیص می‌دهی؟ حج خب آن حجی است كه تو می‌گویی؟ تو می‌فهمی؟ ‌آن حجی است كه تو داری تشخیص می‌دهی؟ آن حج حج خب است؟ آن حجی كه با تمام شرایط باشد؟ آن حجی كه با وضو باشد؟ آن حجیكه در آن قروح و جروح نباشد؟ این است؟ تو باید قبول كنی یا من باید قبول كنم؟ تو باید به این حج نورانیت و روحانیت بدهی یا من باید بدهم؟ والعمل الصالح یرفعه، آن چیزی كه باعث رفعت این عمل است به دست تو است یا به دست من است؟ روحانیت عمل به دست تو است یا به دست من است؟ من كه تو را با قروح و جروح قرار دادم و دست تو را مجروح كردم و به حال ممراضیت تو را درآوردم در عین حال تكلیف به حج كردم این وسط چه شخصی باید این حج را قبول كند؟ هان؟ پس بنابراین ما به اینجا می‌رسیم كه دعای ایشان هم خیلی وجهی نداشته و چه بسا اگر می‌رفت به مكه با همان حال، خداوند ثواب و نعمت و روحانیت بیشتری را نصیب او می‌كرد تا اینكه حالا ما می‌گوییم بَه! عجب مقامی‌دارد! از دروازه‌شهرش كه خارج شد خدا دعایش را مستجاب كرد و یك حج پاك و پاكیزه و شسته و رفته و با بدن سالم! اینها توحید است ها! اینها مطالبی است كه بزرگان به ما گفتند اینها را از خودم نمی‌گویم، اینها چیزهایی است كه آنها به ما یاد دادند. هان!

  • آخرش هم آن بنده خدا قبول نكرد هرچه آقا اینها را در گوشش خواند...، آقا این را می‌گفتند او می‌گفت آقا در هر صورت شما برای من دعا كنید، انشاءالله خدا شما را حفظ كند توفیق بدهد تأیید كند انشاءالله خداوند رفع گرفتاری كند. این قضیه است. قضیۀ مهم این است. آن اعجاز در كلام آقای حداد است نه در كار مقدس اردبیلی كه دعا می‌كند خدایا این چاه آب ندارد آبش را بیاور بالا. آقای حداد كلامش اعجاز است. مقام ایشان رفیع است این بالا است نه او. به ایشان می‌فرمایند این مردم خیال می‌كنند اگر كنار چاه بروند دعا كنند آب دربیاید معجزه است اما وقتی شیر خانۀ‌شان را باز می‌كنند آب می‌آید این را معجزه نمی‌دانند، حالا فهمیدید كدام یك از این دو تا مقامشان بالاتر است؟ آن فرقی نمی‌بیند بین آب درآوردن. به جای آب می‌گویند جواهر درآمد، گفت احمد است و آب می‌خواهد جواهر به او می‌دهی؟ ...... بَه چه مقامی‌دارد! خدمت امام زمان می‌رسد! فلان می‌كند! ما نمی‌خواهیم اینها را قدح كنیم، اینها از بزرگان بودند مثل آنها این زمانها نیست این طور هم خیال نكنید كه حالا ما....! نه! ما در مقام مقایسه هستیم نه در مقام قدح، مرحوم مقدس اردبیلی مرد بزرگی بود باتقوا بود دارای كرامات بود و این كرامات را هم بیخود به دست نیاروده بود با ریاضات با اَسهار با شب زنده داریها و امثال ذلك بود ولی عرفان چیز دیگر است، این را من می‌خواهم بگویم. رسیدن به این كلام آقای حداد رسیدن به معنای این آیه است و اذ تخلق من الطین كهیئة الطیر بإذنی، خلق گِل می‌كنی به اذن من، فتنفخ فیه فتكون طیرا بإذنی بعد نفخ در او می‌دمی، ‌می‌شود طیر به اذن من. هر دو می‌شود یكی. ظاهر و باطن هر دو یكی شد. پس نه ظاهری داریم و نه باطنی.