وحدت اراده و مشیّت پروردگار متعال نسبت به همه عالم وجود
11گفت یكی رفته بود بالای منبر داشت حرف میزد، خدا رحمت كند مرحوم آقای الهی قمشه ای، من یك وقتهایی ایشان را میدیدم ایشان شخص شوخی بود مرد خبی بود مرد بزرگی بود عالمی بود. یك وقت ایشان میگفت ما رفتیم در یك دهی بر حسب اتفاق گذرمان افتاد و مجبور شدیم برویم در ده نماز بخوانیم و شب هم بخوابیم ـ حالا ماشین خراب شده بود چی شده بود و اینها. با یك شخصی ـ گفتند تا رفتیم گفتیم كجا باید برویم؟ در مسجد می رویم جا پیدا كردیم كردیم نكردیم در مسجد میخوابیم تا صبح. اتفاقا آن آقای ده هم نشسته بود با افراد و اینها، دیگر چه شخصی آمده و این حرفها، خلاصه الان است كه زمینه را بگیرد از دستش! گفت جناب شیخ بگو ببینم از گوسفند چند چیزش حرام است؟ آخر گوسفند كه دیگر! مردم ده با همین مسائل سر و كار دارند آقای الهی میگفت من هر چه فكر كردم خیلی بشمارم پنج یا شش تا بیشتر كه نمیتوانم بشمارم فوقش میگوییم خونش حرام است طحالش هم حرام است، مسلم اینها بهتر از ما میدانند، با گله سر و كار دارند، گفتم خجالت نمیكشی كه این موجود ملكوتی كه از صُقع ربوبی تمام حجب ملكوتیه و جبروتیه را بریده و دریده و نازل شده و در این عالم ملك و معنا و این حرفها، تو داری....! یارو نگاه كرد گفت حاج آقا خیلی باسواد است نمیشود با او حرف زد حاج آقا خیلی باسواد است! گفت الحمدلله راحت شدیم از دستش.
فقط همین یك نگاه میكنیم، دیگر اضافه بر این مطلبی نمیفهمیم و ادراك نمیكنیم. خب خیال میكنم كه دیگر كم كم وقتش رسیده كه مطلب را جمع كنیم و خیال میكنم یك شب دیگر هم بیشتر باقی نمانده، اگر حالا ماه دیده بشود و این حرفها فردا شب است. این مسئلهای كه گفتیم لایعرف شیء شیئا الا بما هو فیه منه روی این قضیه انشاءالله فكر كنید تا اینكه بقیۀ مطالب كه رسیدن به مقام ذات است و معنای بك عرفتك، در اینجاكم كم باید روشن بشود اگر بتوانیم راجع به بقیۀ مطلب انشاءالله فردا شب عرایضی را به عنوان ختام عرض میكنیم.

