شرائط عالمی که باید از او تبعیت کرد
11همان طوری که مرحوم آقا فرمودند اگر شما به من بگویید این لیوان ـ بلند کردند جلوی خود بنده ـ مرحوم آقا، پدر ما، این لیوان را بلند کردند و گفتند اگر شما بگویید این لیوان از خون است با فرض اینکه خون است نه اینکه آب آلبالو است، نه! واقعا هم خون است و ماهیتش هم تغییر نکرده و تصرفی در آن نشده و تبدیل به شربت نشده، این خون است، آزمایش کنند میبینند که گلبول سفید و قرمز و پلاسما و از این چیزها دارد با فرض این اگر شما بگویید بخور من لاجرعه سرمیکشم! این حرف را کی زد؟ این حرف را یک مجتهدی زد که اعلم از او وجود ندارد. طلبه صرف میرخوان نزد این حرف را، یک شخصی این حرف را زده که در نجف اعلم از همه بوده درسهایش را هم خیلی خوب خوانده، هم در اصول هم در فقه هم در درایه هم در ادبیات هم در فلسفه هم در عرفان هم در همه چیز نمره یک بوده، این حرف این شوخی نیست، راست میگوید. درست میگوید. چرا؟ چون روی این مبناییکه این شخص روی آقای حداد دارد درست میگوید. ایشان میگوید این الان عالم بر همهعلوم است بر همه مسائل است و میداند که نظر و فتوای من بر نجاست این است این را هم میداند، این را که همه میدانند از هر بچهای بپرسی میگوید خون نجس است دیگر، میگوید، نیاز به تأمل ندارد، از ضروریات دین است. در عین حال میگوید بخور، یعنی چه؟ خب کاری ندارد آقاجان دو دو تا چهار تا، ما همین احکام ثانوی را مگر نداریم؟ ما در احکام ثانوی چکار میکنیم؟ اگر در یک جا مضطر شدیم که خون بخوریم واجب است بخوریم دیگر. اگر در یک جا مضطر شدیم بر اینکه میته بخوریم، اکل میته، خب باید بخوریم اگر نخوریم گناه کردیم.
میگویند یک کسی، یک آخوندی، یک دفعه گربه آمده بود گوشتش را خورده بود، گفت من آب از زیر پایم نمیگذارم رد بشود یک کیلو گوشت خریدم تو آمدی خوردی؟ صبر کن حسابت را میرسم! نشست فکر کرد گفت این جوری که نمیشود، یک کاریش باید بکنیم، گوشت ما را خورده ما باید یک کیلو گوشت از این بخوریم، برداشتش کرد در کیسه رفت در بیابان رفت رفت رفت رفت، این قدر که داشت میمرد، گفت هان! حالا شدی حلال! حالا من دارم میمیرم و حفظ نفس از واجبات است ولایدوم الا بأکله باید حتما به واسطهاین گربه حفظ نفس انجام بشود بسم الله الرحمن الرحیم یا علی سرش را برید، اذبحوا کرد و ا کلوا!

