معرفت به هرچیز مستلزم اتحاد با آن می باشد
12اگر من بخواهم بدانم شما در چه مرتبۀ از علم قرار دارید باید خود من همان مرتبۀ از علم را واجد باشم اگر واجد نباشم نمیدانم. نمیدانم شما در چه مرتبه ای هستید. اجمالا یک چیزی. اجمال که معرفت نیست. اجمال که عرفان نیست. اجمالا ایشان انسان است، خیلی ممنون! اجمالا انسان است دو تا پا دارد نفس میکشد اجمالا ایشان بشر است اجمالا خدایی داریم! دست شما درد نکند! متشکریم! اما این خدا چگونه است؟ وجودش به چه نحو است؟ به چه کیفیت است؟ این کجا؟ باید انسان آن مرتبۀ از معرفت را مسّ کند مسّ کند.
پیغمبر اکرم چرا این طور میآمد و افراد را دعوت میکرد به اسلام و به هدایت؟ چرا؟ چون پیغمبر اکرم لذت ملاقات با پروردگار را مسّ کرده است نه مثل ما [که] رفتیم کتاب [خواندیم.] مسّکرده لذا این قدر حریص است بر هدایت. لقد جاءکم رسول من انفسکم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم، حریص است بر شما. چون این لذت را مسّ کرده حریص است. اگر مس نمیکرد مثل منبری بود. میرفت بالای منبر حالا مجلس مجلس زنانه است یا مردانه است یعنی آن میت زن باشد یا مرد باشد برای او تفاوتی نمیکند. اونی که او مس کرده حلاوت آن درهم و دینار است..... لذا اگر این مردم پای منبرش چرت هم زدند، زدند. خوابیدند خوابیدند. حرف هم زدند زدند، مشکل نداریم. اما اگر یک منبری که میرود بالای منبر و میخواهد مطالبش را افراد بفهمند و استفاده کنند، آن اگر چرت بزنی میگوید آقا چرا چرت میزنی؟ بلند شو برو در خانهات، من اینجا بیکار نبودم که بیایم این حرفها را بزنم! من کار داشتم! من برای این مطالبی که دارم نقل میکنم زحمت کشیدم دلسوز است، ها! دلسوز است منتظر پول نیست منتظر درهم و دینار نیست میخواهد افرادی که اینجا هستند مطلب بفهمند اگر نفهمند میگوید بابا من کار دارم میروم سر زندگی خودم، سر کار و تشکیلات خودم، چرا بلند شوم بیایم اینجا؟

