معرفت به هرچیز مستلزم اتحاد با آن می باشد
10این مرتبه مرتبه مهمیاست که شخص بیاید از یک نفر بگیرد و آن شخص خیال کند که حالا که این آمده داده خیلی دیگر مقرب شده یک منتی هم بخواهد بگذارد بر سر و به این طرف و آن طرف افتخار کند و فلان و این چشمش را ببندد و توجه نکند و اغماض کند و در ازای آن هدایت و رحمت و نعمتیکه خدا به او میدهد این راضی باشد، میگوید باشد عیب ندارد. تو این طور فرض کن که ما از تو گرفتیم و تو بر سر ما منت گذاشتی تو این طور فرض کن که آمدی بر ما بخشش کردی تو این طور فرض کن که آمدی چه کردی!
میگویند یکی از درویش ها و صوفیه و فلان آمده بود یک هدایای خیلی زیاد فرستاده بود برای مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی، ایشان در نجف اشرف بودند، که بعد هم خودش هم بیاید خدمت ایشان و خلاصه سربسپرد و تسلیم بشود و از این چیزها. مدتی گذشت تا اینکه خودش آمد، خودش آمد خدمت ایشان و بالاخره خب درویشها موهای خیلی بلند و سبیلش هم آمده بود پایین، خیلی آمده بود پایین، تا آمد پیش ایشان وقتی نشست ایشان دستور دادند که این صندوقی که این فرستاده بود آوردند و گذاشتند جلویش، گفتند باشد در خدمت خودتان و بعد یک قیچی آوردند اول سبیل این آقا را زدند! گفت این پیشکش مال خودت، سبیلت را بزن. این کار کار بزرگان است. اولیاء این است دیگر.
بنابراین از این مطالب مستفاد میشود که شخص به مقدار آن فکر و سعهای که در آن محدوده از معرفت در وجود او است به همان مقدار میتواند عرفان نسبت به شخص دیگر پیدا کند نه بیشتر، نمیتواند. نمیتواند. یک کسی تعریف میکرد، اینها مثالهای متفاوتی است، اینجا هر چه بخواهی بگویی جا دارد، هر صحبتی، هر چه بخواهیم بگوییم دیگر در اینجا جا دارد. یک شعری هست میگویند: در عزایی گر بود صد نوحه گر/ آه صاحب درد را باشد عزا. نوحه گر میآید چکار میکند؟ نوحه میخواند ولی خودش این مصیبت را مسّنکرده، فقط نوحه میخواند. این منبری ها را دیدید؟ منبری را وقتی برای مجالس عزا و فاتحه دعوت میکنند، این کاری ندارد این کیست؟ این فقط میخواهد تعریفش را بکند و پاکت را بگیرد و برود، یا علی! شنیدم یکی رفته بود در یک جا یک ساعت در احوالات ایشان که چنین بودند چنان بودند بعد معلوم شد که اصلا ایشان زن است مرد نیست! این اصلا حالیش نبود که این زن است مرد است بگذار ما تعریفمان را بکنیم پولمان را بگیریم و برویم! بابا این زن است تو داری از مرد تعریف میکنی؟ پولمان را بده. ما هم همین هستیم.

