اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تلازم علم و حلم در عالم حقیقی

15٬731
جلسات

منافات علم و حلم در میان اهل ظاهر. بنیۀ علمی فوق العاده و عمل بر اساس رضای الهی، دو شاخصۀ طبیب‌های سابق. تلازم علم و حلم در عالم حقیقی. پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «عجله از شیطان است». تنافی قدرت با عفو و اغماض، در میان اهل دنیا. ظهور قدرت حقیقی، در خویشتن‌داری و غلبه بر هواهای نفسانی. خویشتن‌داری امیرالمؤمنین علیه السّلام در عین قدرت. بردباری و حلم خداوند در حین غضب نمودن. حقیقت معنای خالقیّت و رازقیّت حضرت حق. داستان میهمانی‌دادن حضرت سلیمان علیه السّلام. حکمت‌هایی در آفرینش انسان. گسترۀ سفرۀ رزق پروردگار بر روزی‌های معنوی و مادّی.

تلازم علم و حلم در عالم حقیقی

توضیحات:

منافات علم و حلم در میان اهل ظاهر. بنیۀ علمی فوق العاده و عمل بر اساس رضای الهی، دو شاخصۀ طبیب‌های سابق. تلازم علم و حلم در عالم حقیقی. پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «عجله از شیطان است». تنافی قدرت با عفو و اغماض، در میان اهل دنیا. ظهور قدرت حقیقی، در خویشتن‌داری و غلبه بر هواهای نفسانی. خویشتن‌داری امیرالمؤمنین علیه السّلام در عین قدرت. بردباری و حلم خداوند در حین غضب نمودن. حقیقت معنای خالقیّت و رازقیّت حضرت حق. داستان میهمانی‌دادن حضرت سلیمان علیه السّلام. حکمت‌هایی در آفرینش انسان. گسترۀ سفرۀ رزق پروردگار بر روزی‌های معنوی و مادّی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تلازم علم و حلم در عالم حقیقی

7
  •  امّا نه، این‌قدر خدا عالی و رفیع و لطیف است که با وجود علم و با وجود اینکه می‌داند، به روی خود نمی‌آورد؛ بنده گناه و معصیت می‌کند و او اعتنا نمی‌کند، صبر می‌کند تا اینکه إن‌شاءاللَه این بنده خود‌به‌خود برگردد و قبل از اینکه خدا او را مؤاخذه کند، راه را پیدا کند و برود.

  •  پس بنابراین توأم کردن حلم با علم از صفات خدا و از صفات انبیا و اولیا است، و الاّ هر عالمی حلم ندارد.

  •  

    تنافی قدرت با عفو و اغماض، در میان اهل دنیا

  • و الحَمدُ لِلَهِ علیٰ عَفوِهِ بعدَ قُدرَتِه‌؛ «حمد اختصاص به خدا دارد که با وجود قدرت، عفو می‌کند!»

  •  افرادی که قدرت دارند، اهل عفو و إغماض نیستند. مثلاً دزد آمده منزل کسی و می‌گویند: برو دزد را بگیر! می‌روند و دزد را می‌گیرند و می‌آورند. اگر صاحب‌خانه اهل قدرت نباشد، خب با دزد دعوایی می‌کند و یک سیلی می‌زند و می‌گوید: «چرا دزدی کردی؟!» امّا اگر مثلاً سلطانی است و قدرت دارد، که آن را به تمام انحاءِ عقوبت، عقوبت کند می‌گوید: «تکّه تکّه‌اش کنید! دزد آمده منزل من دزدی کرده!!» و سابق هم اگر دزدها را گیر می‌آوردند، تکّه‌تکّه می‌کردند.

  •  می‌گویند: در زمان مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف که در مشهد بودند، و چون در یکی از دهات مشهد به نام نخودک تردّد می‌کردند، به حاج حسنعلی نخودکی معروف شده بودند، ولی در اصل اصفهانی بودند؛ چون اصلاً اصفهان بودند و مشهد نبودند. یکی از شاهزاده‌ها که گویا عین‌الدّوله بوده که در اصفهان حکومت داشته است یک روز یکی دوتا از قالیچه‌های قیمتی او را دزد می‌برد؛ می‌آیند پیش آشیخ حسنعلی که اهل ورد و دعا و مَغیبات بود و تقاضا می‌کنند که این دزد را پیدا کند.

  •  آشیخ حسنعلی می‌گوید: «من کاری می‌کنم که دزد، قالیچه‌هایتان را بیاورد و بگذارد؛ ولی من دزد را معرّفی نمی‌کنم، و نمی‌توانم معرّفی کنم!»

/ 380