
تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
9خویشتنداری امیرالمؤمنین علیه السّلام در عین قدرت
امیرالمؤمنین بعد از رحلت رسول خدا، شمشیر را غلاف کرد؛ این شَجاعت امیرالمؤمنین ـ شَجاعت؛ شُجاعت غلط است ـ از کندن درِ خیبر و کشتن عَمرو بن عبدوَد بالاتر است. شجاعت اینجا است که شمشیر در مشت او است و اگر بخواهد، تمام مدینه را سیلابِ خون میکند، امّا خدا و پیغمبر دوست ندارند. بر خود او هم خیلی گران است که شمشیر را غلاف کند؛ چون علی یگانه یل میدان بیشۀ شجاعت و وصیّ پیغمبر است و دارند حقّ او را میبرند، امّا صبر میکند برای نگهداری آن منظور عالی.
این خیلی مشکل است که انسان با وجود قدرت، دست به عمل نزند؛ شخصی قادر باشد و عفو کند. یک وقت شخصی گناهی انجام داده است و به انسان میگوید: «آقا ببخشید!» انسان هم میبیند که کاری از دستش برنمیآید و حتّی گوشمالی هم نمیتواند بدهد، میگوید: «آقا عفوت کردم!» امّا یکوقت بر تمام جهاتِ او مسلّط است، و آن شخص گناهکار در پنجههای او اسیر است و میگوید: «عفو کردم.» اینجا قیمت دارد، این را میگویند: گذشت.
الحمدُ لِلَهِ علیٰ عفوِه بعدَ قُدرته؛ «بعد از اینکه قدرت دارد، به تمام معنا عفو میکند.»
بردباری و حلم خداوند در حین غضب نمودن
و الحمدُ لِلَهِ علیٰ طولِ أناتِه فی غَضبهِ.
أنات به معنای بردباری و حلم است. حمد اختصاص به خدا دارد، حمد بر این کار خدا که أنات و بردباریاش خیلی بلند است و خیلی طول میکشد، در عین غضب. غضب دارد و غضب هم کرده است، چون عملی که انجام داده شده، عمل زشتی است و مستلزم رحمت نیست، بلکه مستلزم عقوبت است؛ امّا صبر میکند و مهلت میدهد، و همینطور، مهلت میدهد تا آنجایی که در سر حدّ امکان است، آنجایی که دیگر قابلیّت نیست و برای آن شخص متمرّد برگشت نیست: ﴿فَأَخَذۡنَٰهُمۡ أَخۡذَ عَزِيزٖ مُّقۡتَدِرٍ﴾،1 او را با یدِ قدرت میگیرد. و این قدرت از طرف پروردگار، خیلی عجیب است؛ در عین غضب، میگوید: صبر کن!
- سوره قمر (٥٤) آیه٤٢.
