
تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
15مثل این برقِ شهری که خانه را هر مقداری که لامپ ببندیم، روشن میکند؛ اگر لامپ چهل بستیم، این لامپ چهل به اندازۀ چهل وات برق میگیرد و خانه را روشن میکند؛ اگر لامپ هزار بستیم، به اندازۀ هزار وات. برق، بیحساب میآید، امّا هر لامپ به اندازۀ قابلیّت خودش از این برق میگیرد. شیر پستان مادر هم زیاد است ولی هر بچّه به اندازۀ استعداد و قابلیّتش از آن میمکد. بعضی از مادرها به دو یا سه بچّه شیر میدادند؛ البتّه زنهای سابق!! امّا حالا نمیدانم قضیّه چه شده است که دیگر در پستان زنها شیر پیدا نمیشود؛ این هم از عقوبات آخر الزّمان است!
آنوقت این شیر رقیقِ لطیف میآید در بدن بچّه و تجزیه میشود؛ یک مقدار از این شیر تبدیل به خون میشود که خود آن خون تبدیل به گوشت و عصب و مخ و پی و استخوان میشود؛ و خود این شیر هم چیزهایی دارد که جذب خون میشود و برای بچّه ایجاد مغز و فکر و اندیشه میکند.
این یک روزیای است که خداوند برای بچّه قرار داده است، و همۀ بچّههایی که از موجودات دیگر هستند هم یک روزیِ متناسب با خودشان دارند: بچّۀ مورچه، بچّۀ مگس، بچّۀ ملخ، بچّۀ مرغ، بچّۀ گرگ، بچّۀ خفّاش. خفّاش یا همان شبکور یا شبپره پرندهای است در میانِ پرندگان که تخم نمیگذارد، بلکه بچّه میزاید و حائض میشود، همیشه بچّههایش را در زیر شکم خود نگه میدارد و هرجا که میپرد بچّههایش با او هستند، و از پستان مادر شیر میخورند. شبها در آسمان میپرد و حیوانات و پشهها را میگیرد و میخورد، و میگویند: چشم هم ندارد! و این خفّاش چون نوک ندارد و مثل موشها دندان دارد، به آن میگویند: موشِ پردار. این هم قسمی از پرندگان است که خدا اینطور خلق کرده است. گسترۀ سفرۀ رزق پروردگار بر روزیهای معنوی و مادّی
پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم هم روزی میخورد، ولی چه نوع روزیای میخورد؟ آن حمیّت و فکر و اندیشه و ذهنشان نسبت به عالم ملکوت و تمام علوم اوّلین و آخرین را خدا به او میدهد، ولی میگوید: کم است! علم جبرئیل به او داده میشود، امّا باز ما فوق این علم را طلب میکند؛ مرکز علمِ خدا است دیگر! این هم یک روزی است!
