اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیّت احاطه و اشراف شیطان بر موجودات و عالم هستى‏

16357
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

كیفیّت احاطه و اشراف شیطان بر موجودات و عالم هستى‏

9
  • آن وقت وقتی هم که می‌خواهد وارد بشود استاد است ها، جدّی ها! اگر یک منصبِ استادی به این حضرت شیطان می‌دادند یک سالکی بود یک سالکی بود آقا هیچ‌کس از این اساتید به گردش نمی‌رسید! این قدر ایشان وارده! خیلی عجیبِ! ایشان همه راهها را بلده! یعنی خدا در اختیارش گذاشته، به هر راه، از آن راه وارد می‌شود، همه را، مثل موم هم ما در مشتش هستیم، مثل موم، به هر کیفیتی بخواهد می‌تواند ما را بگرداند و بچرخاند. هیچی! ما گفتیم که آقا فردا فوقش جلوی این آقا آبرویمان می‌رود، می‌گوئیم آقا پیدا نکردیم دیگر، هر کارمی‌خواهی بکن دیگر. و می‌دانستم اگر طرف آمد و این حرف را بهش زدیم جا دارد برایمان که خلاصه خیلی منبر برود، این مسائل می‌آمد اَزَش. ولی در عین حال گفتیم که خیلی خب هر کاری می‌خواهد بکند. آقا آنجا آن‌طور کردی؟ چی چی نکردی؟ چطور آنجا بلد بودی؟ چطور اینجا فلان بودی؟ از این مطالب که خیلی هست. ما گفتیم آقا هیچی، هر چی می‌خواهد بشود خب بشود و همین برای همه ما هست ها، برای همه ما الی ما شاء الله از این مسائل وجود دارد.

  • آقا وقتی این‌طور شد صبح که از خواب بلند شدیم آمدیم فرض کنید که منزل بیرونی، یک‌دفعه سر ساعتِ فلان، بنده خدائی از یک شهرستانی تلفن کرد، آقای فلان سلامٌ‌ علیکم، آقا من با شما یک کاری دارم چه ساعتی بیایم؟ بفرمائید ساعت فلان و مطلبش را هم گفت، می‌خواست بیاید یک مقداری [خمس به ما بدهد]، این هم از یک‌طرف آمد و دقیقاً همان مبلغی که ما به آن شخص قول داده بودیم، نه یک قران کم نه یک قران زیاد، آورد گذاشت جلوی ما، این رفت بیرون، آن یکی آمد تو، همان طالب، آمد تو، گفتیم بفرمائید آقاجان بگیر و برو! ببینید آدم باید چکار بکند؟ باید وِل کند خودش را، خب من می‌توانستم همین را از راه چی؟ غیر مشروع چون تصرّف در مال بود دیگر و تصرّف حرام است. آبروی خودم را بخرم فلان بکنم چیکار بکنم، بیاورم بدهم ـ حالا مبلغش بالاست حالا آن طرف هم حدود یک میلیون می‌خواست، برای کار خیری بود، آن می‌خواست. می‌توانستم این کار را بکنم ولی چیه؟ کار حرام است. یعنی کارِ برای خدای حرام، خیلی جالبه! هم آدم خیال می‌کند برای خداست و هم می‌شود چی؟‌حرام دیگر، حرامش از این نظر که تصرّف بدون اجازه صاحبش است. نمی‌شود تصرّف کرد.