اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیّت احاطه و اشراف شیطان بر موجودات و عالم هستى‏

16357
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

كیفیّت احاطه و اشراف شیطان بر موجودات و عالم هستى‏

8
  • یک‌دفعه یک شخصی آمده بود، یکی از دوستان بود، آمد و راجع به وضعش و اینها صحبتی چیزی داشت و این حرفها. من گفتم انشاء الله خدا برایت....، پانزده روز دیگر، بیست روز دیگر، فلان، قول دادیم، سَرِ خود قول دادیم، آقا پانزده روز بیست روز شد و این حرفها، خب میسور نشد و چیز نشد و حالا ما هم به او قول دادیم و اینها، ماندیم تو جریان که چه کار کنیم؟ از یک طرف قول دادیم، بنده خدا روی ما حساب کرده، شاید به خیلی‌ها حرف زده، چه کار کرده، گفتیم به خودمان بیخود کردی قول دادی! آخه گفت کسی که می‌خواهد یک مناره بدزده اوّل یک چاه برایش می‌کند بعد...! ما همین‌طوری مناره را برداشتیم نمی‌دانیم کجا بگذاریم؟ خلاصه! حالا یک چیزی گفتیم، بعد اتفاقاً یک وجهی دستم بود که من حقّ تصرّف در او را نداشتم، بعد با خودم گفتم ـ همان شب که فردا آن طرف می‌خواست بیاید و این مبلغ را فرض کنید که بگیرد ـ گفتم که ما این را می‌دهیم انشاءالله خدا بزرگه بعد می‌گذاریم سر جایش، بعد آمدم با خودم گفتم [بلکه] آمدی و شما مُردی، به چه اجازه این شخصی که هنوز نیست و تو اجازه نداری این وجه را صرف کنی و باید از او اجازه بگیری به چه لحاظی داری به او میدهی؟ هیچی! بعد ما از همه جا دیگر مأیوس شدیم، خب با خودمان این دیگر فرض کنید که در اینجا می‌آید دیگر، شیطان دیگر این وسط می‌آید و دور می‌زند، شروع می‌کند خب این به شما چیز کرده، خب نیست الآن شما خلاف کنی، روی شما حساب دارند کتاب دارند روی شما چیز می‌کنند، بیخود که نمی‌آیند، بد قول می‌شوید نمی‌دانم چی‌چی می‌شوید حالا عیب ندارد، بی اجازه هم شد [عیب] نداره، فلان، این همین‌طوری می‌آید، ما گفتیم که آقا ما این وسط کاره‌ای نیستیم، این بنده‌ایست بندۀ خدا، ما هم یک بنده هستیم بندۀ خدا، فردا آمد بهش می‌گویم آقا پیدا نشد برای من، هر کاری می‌خوای بکن، فحشم بده می‌خوای نمی‌دانم دعایمان کن بکن، هر کاری می‌خواهی بکنی، پیدا نشد، من نمی‌توانم توی این مال تصرّف کنم، هیچی. با این بیان خوابیدیم. یعنی یک دفعه چکار کردیم؟ قطع کردیم دیگر. یعنی اصلاً نگذاشتیم بیاید آن افکار در ذهن و فلان و جایگزین بشود.