كیفیّت احاطه و اشراف شیطان بر موجودات و عالم هستى
13دین خدا را عوض میکند به اسم ارشاد و هدایت، هزار تا غیبت میزنند تشتّتت درست میکنند اختلاف در بین رفیق و رفقا ایجاد میکنند برای چی دیگر آن برای چی؟ را من نمیدانم، اینه قضیه، امّا اگر به این آیه شریفه بخواهیم عمل بکنیم {إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيطَانِ}یعنی این، ما چی میخواستیم بگوئیم وارد چه مباحثی شدیم! خب اینها هم خب، بالاخره اینها هم آیات قرآنی است و کلماتی است که عرض کردم این کلمات را از بزرگان یاد گرفتیم از پیش خودمان در نیاوردیم. آنچه را که میگوئیم و درسته، آنی است که از آنها شنیدهایم آنهائی هم که عوضی است مالِ خودمان است دیگر. شما به حساب آنها نگذارید. این مطالبی است که از بزرگان شنیدهایم از مرحوم آقا شنیدیم. این {مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيطَانِ}یعنی این. وقتی که میخواهد بیاید تا میخواهد بیاید جلو و یک فکر را ایجاد بکند سالک چیه؟ یکدفعه راه را میبندد. خب دیگر کدورتی نمیآید اصلاً کدورت نمیآید کدورت کی میآید؟ وقتی که این آمده، روی این قلب کار کرده، یکییکی سهامش را زده، بنده نفهم هم آمدهام بر اساس اینها تصدیق کردم، قبول کردم، ترتیب اثر دادهام! آن وقت نشسته هاههاه میخندد! نگاه کن دختر را از باباش جدا کردم! نگاه کن داماد را از پدر زن جدا کردم! نگاه کن پسر را از پدر جدا کردم! اینها مال چیه؟ خندههای شیطان است. هرهر میخندد! آن وقت ما اینجا خامیم! ما اینجا خامیم!
امّا آدم زرنگ این طور نیست. با اتّکاء و حول و قوّه الهی آن میگوید چی؟ تا یک حرفی زده میشود آقا این حرف شما آیا موجب اختلافِ یا موجب ائتلاف؟ نمیشود که موجب ائتلاف باشد پس نزن آقا! نزن، مانند همین چراغیکه در مقابل من است مانند همین چراغ برای من روشن است که نود و نه و نیم درصد از مسائل و اختلافاتی که فعلاً در بین رفقا موجود است همه تخیلاتِ، هیچ واقعیت ندارد، همه تخیلِ، آن بر اساس یک تخیل، آن بر اساس یک تخیل، آن بر اساس خیال، تمام قضایا قضیه عنب و انگور و عُزُم، همهاش. بعد آن وقت لشگرکشیها، بیا و بروها، بالا و پایینها، دو به هم زنیها! به عنوان ارشاد و هدایت و از راه رفتن و مار و عقرب و چه عرض کنم، بشینیم، این به این بگو، آقا به کسی نگوئیها! یک حرفی بهت میزنم روز قیامت، لعنت خدا بر تو اگر به کسی بگوئی، ولی قضیه اینه، نامرد بیا جلو بگو! بیا جلو بگو! چرا آخه؟ چی بهت میدهند؟ چی گیرت میآید؟ چی گیرت میآید؟ اگر واقعیت دارد خب بیا جلو و اگر واقعیت نداره خب نگو چرا ذهن یک برادر مؤمن را نسبت به یکی دیگر خراب میکنی؟ چی بهت میدهند؟ چی گیرت میآید؟ اگر بهت پول میدهند بیا این پول را من از توی جیبم در میآورم به تو میدهم دهنت را ببند! خوبه؟ از قول من بروید به همه بگوئید که هر کسی بخاطر پول میخواهد اختلاف ایجاد کند آقا سید محسن خرج زندگیش را میدهد، ببندد دهنش را، این چه دردی آخه افتاده در میان ما؟ این چه قضیهای است که در میان افراد افتاده؟ انسان قلبش به درد میآید که آن الفت، آن محبّت، آن انس، اینها آخر کجا رفت؟ اینها چی شد؟ آن دستورات.

