كیفیّت احاطه و اشراف شیطان بر موجودات و عالم هستى
12بعضیها هستنها، از بیکاری، آدم اینقدر از این افراد کفرش میگیرد! نشسته میبیند یک آدمی آمده بیچاره کسی را گیر نیاورده میخواهد بیاید با آدم بنشیند درد دل [کند]، اَی انسان حرصش میگیرد! آن وقت به محض اینکه تا یک رفیق پیدا کرد قضیه را نصفه کاره ول میکنه میرود سراغ آن، این جور تا میآید سرش را برگرداند آقاجان بنده سرم درد میکند حال ندارم حوصله ندارم[، بگذار] بگویند بد اخلاقی! بیایید بنشیند به هم فحش بدهید، بیایید بنشینید مسخره بازی در بیاورید، فکاهی بگوئید، سیاست و فلان و این حرفها چکار میکند؟ برمیگرداند. زمینه را بر میگرداند. فکر را عوض میکند. تشتّتت میآورد. خیالات را زیاد میکند. حالا این منظورش این نیست که بیا فحش بده، میگوید اگر فحش بدهی بهتر است تا اینکه بیائی و این [کارها را] بکنی. امّا ما اینطور نیستیم متأسفانه، آن بزرگوار هم که عرض کردم خدمتتان، یک روزی، یکی از این شبها، این بزرگوار، حضرت شیطان اعلی الله مقامه! استاد فلسفه و عرفان و فقه و اصول و ریاضیات و جبر و مقابله و هندسه و علوم فضائی و زمینی و جغرافی و طبقاتالارض و فیزیک و شیمی، هر چی میخواهید بگوئید آن رتبۀ بالا را دارد، آن رتبۀ بالا را دارد. طرف دارد اختراع میکند امّا در این اختراعش دنبال این میگردد که چکار کند که با آن مردم را بکوبد؟ کی دارد بهش یاد میدهد؟ اعلیحضرت شیطان! میگوید این کار را بکن قدرت تخریبی این بمب بیشتر میشود! این کار را بکن بهتر میتوانی چکار بکنی؟ از مردم پول بگیری! آن دارد یادش میدهد. برو آپاندیسی که آن آپاندیس از بین نرفته عمل کن پَنس بگذار رویش، جریان خون را قطع بکن، ده دقیقه سیاه بشود بعد قطع بکن بگو این آپاندیس خراب بود! میکنند ها! نمیکنند آقاجان؟ میکنند، بنده میدانم، آن شخصی که این کار را میکرد میدانم. کی یاد میدهد؟ شیطان یاد میدهد. میگوید برو این کار را بکن. پس شیطان طبّ هم بلده، استادش کی بوده؟ خودش، خدا مادّه عالم امکان را در اختیار شیطان گذاشته، به هر کیفیت، فقه و اصول را در اختیار این بزرگوار قرار داده، حکمت و عرفان و فلسفه را در اختیار این قرار داده ادبیآت را در اختیار این قرار داده، هر چه میخواهید بگوئید در اختیار اینه و هر کسی را از بالا و پائین و چپ و راست میآید چنان میمالاند به هم و یکمرتبه میبینی سر از کجا....!

