كیفیّت احاطه و اشراف شیطان بر موجودات و عالم هستى
10حالا این شیطان که میآید دور میزند، همینطور میآید دور میزند تا اینکه تیرها را میپراکند و یکییکی این تیرها و این خیالات هی کدورت در کدورت در کدورت به وجود میآورد تا به یک نقطهای که انسان بر اساس این نقطه تصمیم میگیرد، آنجا است که دیگر چیه؟ شیطان مُظَفّر و پیروز سر از این معرکه بیرون میآورد. امّا خدای متّعال در اینجا میفرماید {الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيطَانِ تَذَكَرُوا} وقتیکه میخواهد بیاید دور بزند وقتی تیر اوّل را انداخت هم آنجا جلویش را بگیرد همآنجا بایستید همآنجا بایستید نگوئید مصلحت اقتضاء میکند باید این حرفها را بشنویم نگوئید مصلحت اقتضاء میکنه باید غیبت کنیم، باید به هر نحوی به رفیق سلوکی تهمت بزنیم، به بهانه ارشاد و هدایت ـ یک چیزی که من شنیدم درآمده اخیراً، الحمد لله دین پیغمبر هم خیلی عالی شده ـ هر غیبت و تهمتی را به بهانه ارشاد و هدایت مطرح میکنند! جان من! غیبت غیبتِ و تهمت هم تهمتِ! ارشاد و هدایت چیست؟ آیا خداوند هدایت و ارشاد را در امر حرام قرار میدهد؟ واقعاً در امر حرام قرار میدهد؟ یکی از این زنهای طهران رفته بود در مشهد، در یک مجلسی دیده بود زنها دارند تهمت میزنند و غیبت میکنند، به آن مسئول گفته بود چرا این حرفها را میزنید؟ گفته بود ما داریم ارشاد میکنیم! ارشاد میکنیم! ارشاد یعنی چی؟ این ارشاد شما باعث شد که این زن دست از سلوکش بردارد. چه ارشادی؟ چرا دأبِ دیگران این کارها و این حرفها نبوده؟ چرا بزرگان در گذشته این مطالب را نمیگفتند؟ چرا؟ چرا این مسائل بعد از حیات مرحوم آقا بوجود آمد؟ مگر مرحوم آقا خودشان از این حرفها میزدند؟ مگر مرحوم آقا خودشان از این کارها میکردند؟ ها؟ اینِ مسأله. خدا نکند که ما گرفتار هوای نفس بشویم آن موقع قضیه خیلی مشکلِ، مسأله برمیگردد، واژگون میشود، عوضی میشود، طور دیگر مطرح میشود.

