اهمیت یادگیری علم نافع
8مرحوم علاّمه طباطبائی میفرمودند که برادر ما سید محمّد حسن الهی یک روشهائی را داشت در موسیقی که با او میتوانست راه انسان را به سوی خدا نزدیک کند و باعث تلطیف نفس بشود، این یک واقعیت است. یعنی هست یک همچنین چیزی. ولی صحبت در این است که این واقعیت و این مسأله، آیا پرداختن به این حرام است یا حرام نیست؟
راهیست که انسان را به واقع میرساند که خدای متعال باشد چرا باید حرام باشد؟ راه به واقع که حرام نیست. بعضیها میگویند که احکام شرعی دایر مدار اراده و رأی شارع است. شارع دلش میخواهد این راه را حرام کند و دلش میخواهد این راه را حلال کند. این راه را ببندد و این راه را بگشاید. این را واجب کند و آن را حرام کند. شرع که گتره نیست مگر راه خدا دل بخواهی است که خدا دلش میخواهد از این راه برود؟ من یک وقت یک جائی بودم شنیدم که یکی میگفت، خدا دلش میخواهد، میگوید این راه را من برای شما باز میکنم میخواهم آن راه را باز نباشد! مگر خواست خدا مثل خواست ماست؟ خدا دل بخواه ندارد. یا این مسیر موصِل است یا موصِل نیست، تمام شد و رفت. اگر موصلِ خود خدا هم نمیتواند بگوید نه. برای چه بگوید نه؟ چطور اینکه نماز موصل است، چطور اینکه انفاق موصلِ، چطور اینکه صوم موصل است، چطور اینکه حجّ موصلِ، تمام اینها موصلِ، انسان را به خدا میرساند. خب چه اشکال دارد وقتی که موسیقی موصل باشد و باعث تجرید نفس باشد و نفس را صفا بدهد و میل به دنیا را در انسان کم کند و راه انسان را نزدیک کند، خب چه اشکال دارد که این هم حلال باشد؟ خب چه اشکال دارد؟
یک وقتی ما میگوئیم که این برای انسان ضرر دارد و جلوی تکامل را میگیرد، این است قضیه و از رسیدن به مطلوب باز میدارد و مطلوب تخیلی را بجای مطلوب حقیقی مینمایاند و به عبارت دیگر تجّرد قلاّبی نصیب انسان میکند، این یک مطلبی است، خب بله این حرام است. این وارد شدن در بهیمیت است این مثل شرب خمر و امثال ذلک وارد شدن در عالم حیوانیت است، نزول به کثرت بهیمیت و حیوانیت است و ردّ و منع رسیدن به مقام انسانیت و عبودیت است، این درست است. ولی با فرض موضوع، با فرض اینکه این باعث تجرید نفس میشود واقعاً و حقیقتاً و در انسان حالت انبساط ایجاد میکند و انسان را از دنیا معرض میکند و روح انفاق را در انسان زنده میکند و روح صله رحم را زنده میکند روح میل به آخرت را در انسان پرورش و تربیت میکند مورث تجّرد میشود رفع کدورت میشود، با توجّه به اینها معنی نداره خدا دیگر جلویش را ببندد! یعنی چه ببندد؟ خود خدا هم میگه که این کارها را انجام بده تا اینکه روحت تلطیف بشود بعد وقتی که ما میخواهیم از این راه بریم تلطیف [کنیم]، میگه نه این کار را نکن! یعنی چه؟ اصلاً چه معنا داره؟ طریقی که این طریق موصل به واقع است، حجیت این طریق حجیت ذاتی است، خدا هم نمیتواند بگوید این حجیت نداره.

