توجه به امور اعتباری و کثرات مانع رشد سالک
8اگر انسان به حقیقت مسأله برسد که اصل خیر ـ همانطوری که در سالهای گذشته در ترجمه و بیان این فقراتِ کریمه دعای حضرت سجّاد علیهالسّلام که میفرماید: مِنْ اَینَ لِی الخَیرُ یا ربِّ وَ لا یوجَدُ إلاَّ مِنْ عِنْدِک عرض کردیم ـ اگر ما واقعاً به این نقطه برسیم که هر چه خیر داریم از اوست، آنوقت دیگر در این صورت بابِ اعتراض نسبت به شخصی باز میشود؟ هر چی خیر است از اوست و هر چه شرّ است از ماست، آن وقت دیگر کسی میتواند به کسی دیگر اعتراض کند؟ آیا ما واقعاً این مطالب را که از مرحوم آقا میشنیدیم جدّی میشنیدیم؟ آیا ایشان با ما شوخی نمیکردند؟ گاهی اوقات انسان از خودش سؤال میکند نکند ایشان با ما شوخی میکردند؟ چون یک همچنین بزرگواری بیاید و جدّی صحبت بکند خب انسان هم باید مطالب را جدّی بگیرد دیگر. اینها برای چیه؟ اینها برای این است که ما جدّی نگرفتیم. دل خوش کردیم، ارتباطات را بر پایه حَسَب و نَسَب قرار دادیم.
[آنچه] انسان به واسطه آن کمال پیدا میکند آن عبارت است از معرفت، انسان معرفت داشته باشد. معرفتِ واقعی داشته باشد. این موجب کمال انسان است. در روایتی فرمود: مَنْ تواضَعَ غنی لغناهُ فَقَدْ کفَرَ1 «کسی که یک ثروتمندی را بخاطر ثروتش اکرام بکند کافر شده است» این کافر شده، چرا؟ چون تواضع به مال کرده است نه تنها به این شخص نکرده، اصلاً به مال تواضع کرده است و تواضع به مال در مقابل تواضع لِله است و این کفر است. اینها همه مجاز است، پس یک انسان در این دنیا اگر بخواهد به حقیقت و واقعیت برسد، واقعیتی که هیچ گاه از او زوال نمیپذیرد، حتّی این علوم هم مجاز است همین علوم مجازه، وحید بهبهانی با آن مرتبه علمی و عظمتش در آخر عمر برای او نسیان پیدا شد و رفت بالای منبر و اعلام کرد ایها النّاس من در آخر عمرم هستم و برای من نسیان پیدا شده و نمیتوانم فتاوی را از روی مبانی خودش استخراج کنم به شاگردم سید مهدی بحرالعلوم مراجعه کنید. خب اگر این حقیقت داشت پس چرا شمااز دست دادی؟ این هم مجاز است.
- ١. تحف العقول، ص ٢١٧:... و من تواضع لغنیّ طلباً لما عنده ذهب ثُلُثا دینه....

