توجه به امور اعتباری و کثرات مانع رشد سالک
13حقیقت رسیدن به الله است آن حقیقتِ، با چی؟ با علم، انسان آن حقیقت برایش منکشف بشود. واضح بشود. حقیقت توحید برایش منکشف بشود متّصل به این حقیقت بشود. این حقیقت را در آغوش بگیرد. در بغل بگیرد بطوری که دیگر از او جدا نشود. وقتی که اینطور شد آنوقت این دیگر رستگار شده. پس بنابراین این علومی که انسان این علوم را میخواند، این علومی که مربوط به دنیاست این علومی که مربوط به گُذران زندگی است. حتی این علومی که مربوط به دین است، حتی همین، امّا نحوه استفاده ـ انشاء الله اگر خدا بخواهد و توفیق بدهد در فردا شب به کیفیت استفادۀ از علم میپردازیم ـ صحبت در نحوه استفاده است. همین علم میشود برای انسان شیطان، میشود شیطان. شما خیال میکنید این شیطان فقه و اصول نمیداند؟ به جان شریف سرکار و خود بنده، اگر عمامهای بر سرش بگذارد جا دارد که به اندازه گنبد مسجد اعظم عمامهاش باشد! اینقدر این علم دارد.
یک عدّهای از دزفول آمدند پیش شیخ انصاری. آمدند یک چند تا سؤال کنند، خب دزفولی بوده، شنیدن در نجف و فلان و این حرفها، گفتند برویم سؤال کنیم، یک سؤال پرسیدند او هم به همان زبان دزفولی گفت: نزونُم،نمیدانم، این شیخ انصاری میگوید نَزونُم! این به آن یک نگاهی کرد و گفت آبروی ما هر چی دزفولی رفت. حالا همه هم نشسته بودند! دوباره این یک سؤال دیگر کرد، دوباره سرش را....، و گفت نزونُم، گفت بَه، میگوید نزونُم باز دوباره گفت: نزونم! دیگر یکی از آنها صبرشان تمام شد گفت: پس این عمّامهای که سرت گذاشتی برای چه گذاشتی؟ گفت این عمّامه به قدر آنی که میزونم به قدر آنی که نزونم اگر بخواهم بگذارم که به عرش میرسد، و من در اینجا میگویم اگر شیطان بخواهد عمّامه سرش بگذارد شاید به عرش برسد.
یک عمّامهای سرش میگذارد و بعد هم اگر بخواهد در مقام فتوی بنشیند، آن بزرگوار بخواهد....، دست همه را از پشت میبندد، همه را از پشت میبندد، دلیل دارم. دلیل چیه آقا؟ آیه قرآن، آیه قرآن میگوید: قٰالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿ص، ٨٢﴾آن آیه دیگر که عجیبِ چیه؟ ثُمَّ لَآتِينَّهُمْ مِنْ بَينِ أَيدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمٰانِهِمْ وَ عَنْ شَمٰائِلِهِمْ ﴿الأعراف، ١٧﴾ اگر اینها به چپ بروند من از چپ میروم سراغشان، اگر به راست بروند از راست، از جلو میآیم، از عقب میآیم، تمام راهها را برای اینها میبندم راههای مادّی را میبندم راههای اخروی را میبندم راهها از نظر علمی بخواهند بیایند جلو من میبندم، از نظر علمی لَأُغْوِيَنَّهُمْ یعنی چه؟ یعنی آن بقّال که دارد در آن نحوه فکرش میخواهد تقلّب کند! من هستم که توی سرش دارم میاندازم که این کار را بکن، متوجّه هستید! آن قصّاب که دارد الآن گوشت میدهد و گوشت خراب را با گوشت خب قاطی میکند و دارد دست مشتری میدهد آن فکری که در او است من دارم لَأُغْوِيَنَّهُمْ دیگر، من سراغش رفتم، همانجا میآیم جلو، آن عالمی که دارد فتوی درست میکند برای اینکه امور دنیایش بگذرد، دارد فتوی میدهد برای اینکه جلوی خدا بایستد، من دارم الآن او را در این مسیرِ اِغوا قرار میدهمها، آن هم همین است دیگر، یعنی آن علمش، استفاده از علمش، نحوه استفاده برای سوءاش، اینها همه اِلقاآت چیه؟منِ، لَأُغْوِينَّهُمْ پس بنابراین آن شیطان رودست چیه؟ رو دست همان مرجعی است که داره الآن چکار میکند؟ این فتوی را میخواهد بدهد. بعد هم میگوید چی؟ أَجْمَعِينَ تمام افرادرا من در اینجا اغواء میکنم همه را، یعنی چی؟

