علم و جایگاه آن در وجود انسان
9در اینجاست که ابن سینا کلام متینی در اینجا دارد، بسیار کلام حکیمانهای است. ایشان میفرمایند: که مزاج انسان اقتضای علم میکند، علم یعنی چه؟ علم یعنی کشف حُجُب دیگر، علم یعنی معرفت. مزاج انسان، نه مزاج، مزاجِ روده و معده و صفراء و کبد، نه! مزاج نفسانی انسان، نفس یک انسان، این در وقتی به سلامت و صحّت است که طالب برای علم باشد، حالا کار نداریم چه علمی؟ طالب برای علم باشد، مزاج انسان کی صحیح است؟ خود همین مزاجِ دل و روده و خون و قلب و شش و اینها، وقتی که انسان جائیش درد نیاید رنگش زرد نشود کسل نباشد، همیشه در حال نشاط باشد، این مزاج، مزاج چیست؟ سالم است دیگر. حالا اگر این مزاج، مریض شد آدم فرض کنید که یک جا دردش میآید رنگش زرد میشود، کسل میشود، میافتد، معلوم میشود این مزاج، مزاج سالمی نیست. غذا و اکسیژن خب به این سلّولها نمیرسد، مرض و میکرب وارد این بدن شده این مزاج را علیل کرده، مزاج نفسانی انسان، به فرمایش ابن سینا، وقتی سالم است که انسان در راه طلب باشد. اگر یک وقتی ما دیدیم که به میل به علم نداریم، اصلاً از علم بدمان میآید علم چیچی است؟ بنشینیم، بگوییم، بخندیم، حرف بزنیم، خب بگذاریم بالأخره، به قول امروزیها شبی را بگذرانیم حالا به چه بگذرانیم؟ هر چه بود، بنزین گران شد، دلار ارزان شد، آمریکا آن طور شد انگلیس این طور شد.آن جا زلزله آمد آنجا آتشفشان شد، اینجا جنس در بازار گران شد آنجا نمیدانم فلان چه؟ اگر دیدیم ما مَشیمان و مراممان و حالمان دوری جستن از علم است و به دنبال گذراندن عمر است، بدانیم که در آنجا مزاجِ ما علیل شده است یعنی مزاجِ نفسانی ما که به دنبال علم است، در آنجا این مزاج علیل شده است این مزاج از صحّت افتاده.
انسان تا وقتی که و تا مادامی که این جهت طلب را در خود ببیند نسبت به علم، باید به خودش امیدوار باشد. وقتی که دید طلب در او رو به سستی نهاده، حالا این مسأله در سلوک خیلی عجیب است ها، این قضایا در قضایای سلوکی خیلی مهمّ است که هر وقتی که ما دیدیم طلبِ برای راه، طلب برای وصول، طلب برای کمال در ما شدید است باید بدانیم آن موقع در صحّت و اعتدال مزاجی قرار گرفتیم و هر وقتی که دیدیم نه! حالا بلند شدیم، نشدیم، گفتیم، نگفتیم، حالا ببینیم چه میشود؟ نه! زنگِ خطر در آنجا به صدا در میآید و انسان را متوجّه میکند که خلاصه باید به فکر بیفتد. این خصوصیت،خصوصیت انسان است. خصوصیت انسان این است که در وقتی در مرحله اعتدال قرار گرفته که به دنبال علم باشد، دانش خودش را زیاد کند علم خود را زیاد کند چون شاخصه انسان همین است دیگر، شاخصه انسان از حیوان این است که حیوان به دنبال علم نیست.

