علم و جایگاه آن در وجود انسان
11آن علمی برای انسان مفید است که آن علم او را در راستای فطرت که عبارت است از حقیقت و ریشه او که وجود است و مبدأ او که علّّت برای اوست، به آن سمت بکشاند که حقیقت اوست. یعنی اگر علومی بود که آن علوم انسان را به حقیقت انسان که وجود حقّ است و ربط بین خلق و بین حقّ است، به آن سمت کشاند این علم میشود چی؟ میشود علم حقیقی، پس بین علم حقیقی و علم غیر حقیقی فرق در این است که علوم غیر حقیقی علوم اعتباری است، علومی است که امروز انسان میتواند اطّلاع پیدا بکند و فردا از دست بدهد و هیچ ارتباطی با تکامل او نمیتواند داشته باشد و امروز مفید است برای او، و فردا مفید نیست، این علوم، علوم چیست؟ غیر حقیقی است. امروز ما آمدیم من باب مثال علم طبّ را یاد گرفتیم و بسیار طبیب حاذقی شدیم فرض کنید که من باب مثال فردا یک داروئی را درست کنند یک دوایی که هر کس این دوا را بخورد از تمام امراض همه چی میشود؟ واکسینه میشود، دیگر علم طبّ چه میشود؟ میرود پی کارش، تمام شد رفت خوش آمدی. آن این طور است. الآن شما آمدید فرض کنید که علم مهندسی و ساختمان و نقشه و این حرفها را یاد گرفتید، بسیار خب، یک بمبی جناب کذا میآید میاندازد در این شهر تمام ساختمانها را همه را خراب میکند یا اعلان میکنند براینکه هر کسی که خانه بسازد ما خانهاش را خراب میکنیم، یک دولتی بیاید، هر کسی میخواهد خانه بسازد باید فرض کنید که یک اتاق بسازد یک دیوار ببرد بالا و سقف بزند، تمام این علوم مهندسی و آرتیشتکی و ساختن آپارتمانهای صد طبقه و دویست طبقه همهاش میرود کنار، رفت پیکارش. چرا؟ احتیاجی نیست. شما دیگر به این احتیاج ندارید. این میشود علوم چه؟ علوم اعتباری.

