حقیقت شفاعت
8به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند1 آیۀ ﴿هُوَ ٱلأَوَّلُ وَٱلأخِرُ وَٱلظَّـٰهِرُ وَٱلبَاطِنُ﴾ دلیل بر بینیازی خداوند از شفیع و دربان
غنیّ بالذّات خداوند متعال است؛ وقتی که او غنیّ بالذّات شد، حالا دیگر همۀ بندگان پیش ما یکسان هستند و دیگر چه فرقی میکنند؟! این از یک جهت. از جهت دیگر، مگر آن وجودِ ما و لوازم و شوائب وجود ما در اختیار خدا نیست؟! پس ما دیگر برای رفتن بهسوی خدا دنبال چه کسی باید بگردیم؟! وقتی که او دارد میگوید:
﴿وَنَحنُ أَقرَبُ إِلَيهِ مِن حَبلِ ٱلوَرِيدِ﴾؛2
و وقتی که او دارد میگوید:
﴿هُوَ ٱلأَوَّلُ وَٱلأٓخِرُ وَٱلظَّـٰهِرُ وَٱلبَاطِنُ﴾؛3
«ظاهر من او است، سرّ من اوست، باطن من اوست، اوّل من اوست، آخر من اوست؛ (یعنی در هر مرحلهای، اوّل از او شروع میشود و وقتی که به فعلیّت میرسد، باز اوست که دارد تغییر رنگ میدهد، و در تمام شراشر و شوائب وجود، غیر از ذات او نیست.)»
دیگر اینجا شفیع یعنی چه؟! وقتی که من میخواهم با سرّ خودم به طرف خدا بروم، رفتن من به طرف او سرّ است و رجوع به او در سرّ من، خودش خدا است! پس در اینجا چه چیزی باید بیاید و شفاعت کند و این باب را برای ورود ما باز کند؟! چیز دیگری در اینجا نداریم، دیگر شفیع در اینجا نمیخواهد! سرّ من در دست او است، ظاهر من در دست او است، باطن من هم در دست او است! این شفیع اینجا چهکاره است؟! این را میگویند: غنیّ بالذّات! یعنی هیچ نقطۀ خلائی در او نیست که برای رفع آن نقطۀ خلأ، نیاز به شفیع داشته باشد و نیاز به مُمدّ و مؤیّد داشته باشد؛ هیچ چیزی وجود ندارد. رجوع به او در سرّ، نیازی به غیر ندارد؛ همین که میخواهد رجوع کند، اوست که دارد میخواند و میطلبد!
معنای شفیع و کیفیّت درخواست شفاعت از اولیای الهی
- منسوب به راجهای از حکّام هند است که مصرع دوّم آن توسّط أمیرالمؤمنین علیه السّلام به ایشان تعلیم شده است. (محقّق)
- سوره ق (٥٠) آیه ١٦. معاد شناسی، ج ١، ص ٨٧:
«و ما نسبت به او از رگ گردن او، به او نزدیکتریم.» - سوره حدید (٥٧) آیه ٣.

