اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت شفاعت

14250
سال 1416
نسخه عربی

حقیقت شفاعت

6
  • می‌گویند:

  • دکتری آمده بود و ظاهراً دندان‌سازی داشت، و هیچ مشتری‌ای هم نداشت و نشسته بود و مدام روزنامه می‌خواند. درخواست تلفن داده بود که برایش بکشند ولی هنوز تلفن او وصل نشده بود. هر مشتری که آنجا می‌رفت، تا می‌دید صدا می‌آید، گوشی تلفن را برمی‌داشت که مثلاً دارد حرف می‌زند و سرش شلوغ است: من وقت ندارم و یک ماه دیگر بیا! فعلاً فرصت نیست و مسافرتی در پیش دارم! نه، ببخشید نمی‌شود! و از این حرف‌ها!

  • بعد یک دفعه یک نفر از همین تلفنچی‌ها با یک کیف آمد و رفت و نشست و دید آقای دکتر دارند صحبت می‌کنند، وقتی صحبت ایشان تمام شد، گفت: «سلامٌ علیکم!» دکتر: «سلامٌ علیکم، بفرمایید!» گفت: «ببخشید قربان، ما آمدیم که تلفن شما را وصل کنیم! ما مریض نیستیم!»

  • آنهایی که دنبال دربان و این مسائل نیستند، این حرف‌ها را ندارند!

  • آقا می‌فرمودند:

  • یک روز من به دیدن یکی از علما رفتم ـ الآن دیگر آن شخص حیات ندارد ـ وقتی که خواستم وارد منزل بشوم، آن دربانِ منزل گفت: «ایشان خواب هستند.» من گفتم: من با ایشان یک کار عجله‌ای دارم و باید این را به ایشان بدهم و برگردم طهران و عجله دارم! او گفت: «بسیار خوب، شما اینجا در بیرونی بنشینید، من می‌روم و ایشان را بیدار می‌کنم.»

  • ما آمدیم و در بیرونی نشستیم، سه یا چهار دقیقه بیشتر نگذشت که گفتند: «بفرمایید آن اطاق بغل!»

  • ما رفتیم و دیدیم که ایشان عمامه به سر کرده‌اند و قبا پوشیده‌اند و دارند کتاب مطالعه می‌کنند، ظاهراً شرائع یا کشف اللّثام بود، و معلوم بود چشم‌هایش پف‌کرده است و الآن تازه از خواب بلند شده است، چشم و قیافه و نما نشان می‌داد! ما قبل از اینکه مطلب را به ایشان بگوییم، خداحافظی کردیم و به طهران برگشتیم و از همان‌جا دیگر مسیرمان را عوض کردیم!

  • کسی که پُر است، این حرف‌ها را ندارد! می‌گوید: پیش غازی1 و معلّق‌بازی؟! برای چه کسی داری این کار را می‌کنی؟! خب بگو بفرمایید داخل، خوابیده بودم و حالا از خواب بیدار شدم! دیگر این دنگ‌وفنگ‌ها و مسخره‌بازی‌ها چیست؟! حاجب درست کردن و دربان درست کردن و بیا و برو برای افرادی است که می‌خواهند نمای خودشان را در خارج با اُبهّت و جلال به نمایش بگذارند!

    1. لغت‌نامۀ دهخدا: «غازی: معرکه‌گیر و ریسمان‌باز.»