حقیقت شفاعت
3دیدهاید بعضیها وقتی علمی دارند، کاملاً در اختیار شاگردانشان نمیگذارند و نگه میدارند؟ این حال، حال غلطی است و حال نفسانیِ بدی است. ولی بعضیها بیشائبه، آنچه را که دارند در اختیار قرار میدهند. چرا انسان بخواهد برای خودش نگه دارد؟! مخصوصاً امروزه در بین اطبّاء و... این قضیّه خیلی متداول است؛ چون آنها اصل و اساس علمشان بر مادّه و مادّیات است و منظورشان از اکتساب این علوم صرفاً بهدست آوردن متاع دنیا است و روی این حساب، برای دانش خودشان ارزش مادّی قائل هستند و برای شهرت و افتخار خودشان محدوده و حریمی را لحاظ میکنند. میگویند: آنهایی که خیلی مجرّب هستند، به شاگردان خودشان آن فوتوفن کوزهگری را یاد نمیدهند؛ این کار را نمیکنند که همیشه آن موقعیّت و حریم برای خودشان محفوظ باشد!
دکتر سجّادی، دوست و رفیق شفیق ما را خدا حفظ کند و توفیق بیشتری به او بدهد؛ ایشان آدمی است که برای یاد دادن به شاگردانش حرص و جوش میخورد، یعنی نهتنها از اینکه مسائل را در اختیار آنها قرار بدهد ابایی ندارد، بلکه از اینکه یکی کمکاری یا کوتاهی میکرد ناراحت میشد! یک روز خدمت آقا بودیم و ذکر ایشان بهمیان آمد، ایشان فرمودند:
این حالی که او دارد خیلی از نظر نفسانی برای سلوکش مفید است و خیلی او را جلو میبرد!
بیشائبه در اختیار دیگران قرار بده! حالاکه خدا نعمتی به تو داده است و فهم تو را نسبت به بعضی از رموز و ظرائف و ریزهکاریها باز کرده است، چرا در اختیار دیگران قرار نمیدهی و چرا میخواهی برای خودت نگه داری؟! اگر این کار را بکنی آنوقت زیاد میشود و اضافه میشود؛ و اگر انسان این کار را نکند میبندد و بسته میشود. همۀ اینها امتحانات است؛ و بهخاطر این است که منشأ آن دیگری است! چرا انسان از خودش بداند؟! معنا ندارد که انسان این را از خودش بداند!
منافات و مخالفت بخل ورزیدن و إمساک با مبانی اوّلیۀ سلوک

