تربیت الهی جهت ایجاد باور و یقین قلبی
6پیغمبر یکوقت به شخصی قول داد که من فردا فلان قضیه را میگویم، بعد تا چهل روز وحی قطع شد، خطاب آمد: ﴿وَلَا تَقُولَنَّ لِشَاْيۡءٍ إِنِّي فَاعِلٞ ذٰلِكَ غَدًا * إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَهُ﴾؛1 «چرا به او قول دادی؟!»2 اینها اختصاص به ما ندارد و غیرت خدا پیغمبر و غیر پیغمبر نمیشناسد و امام و غیر امام نمیشناسد! تمام ما تعیّنات نازلۀ از مقام بساطت ربوبی هستیم و در نزد خدا هیچ تفاوتی در تعیّنات وجود ندارد، از ثریٰ تا ثریا هیچ تفاوتی بین اینها نیست! اگر ما بخواهیم کمترین تفاوتی قائل بشویم، آنجا شرک و کفر لازم میآید! و این جهت باید باشد؛ و تا این مسئله نباشد، برای انسان آن حالت پختگی و حالات خاصِّ برای ارتباطِ انسان با خدا پیدا نمیشود.
حضرت زهرا سلام اللَه علیها باید چند سال بیشتر با امیرالمؤمنین نباشد، امیرالمؤمنین میفرمود:
سختترین دوران زندگی من، اوّل: روزی بود که رسول خدا را از دست دادم، دوّم: روزی بود که حضرت زهرا را از دست دادم!3
چرا سخت بود؟ بهخاطر اینکه این نفس احتیاج به این مسائل دارد، صِرف علاقه نیست و این علاقه در اینجا مطرح نیست.
شفیع و دربان نداشتن درگاه خداوند
در فقرات دیگر، عبارات حضرت سجّاد خیلی عجیب است! میفرماید:
و الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی أُنادیهِ کُلَّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو بِهِ حَیثُ شِئتُ لِسِرّی، بِغَیرِ شَفیعٍ؛ فَیَقضی لی حاجَتی؛4
«حمد مختصّ آن خدایی است که وقتی او را میخوانم، دیگر برای خواندنم شفیع نمیخواهم!»
دیگر نیازی نیست که دنبال کسی بروم که من را پیش این درگاه شفاعت کند. همهجا دربان دارند، حاجب دارند، بیا و برو دارند؛ ولی خدا هیچ کسی ندارد، نه دربانی دارد، نه حاجبی دارد و نه هیچ چیز دیگری! حالا اینکه ائمّه و شفعاء چه هستند، این جای صحبت است. حضرت اینطور میفرمایند که هیچ شفیعی نمیخواهم! شما بلند شو و بگو: خدایا! میگوید: بله! امّا حالا فرض کنید که شما بخواهید فلان کس را ببینید، واویلا؛ آقا برو تلفن کن به این، تلفن کن به آن، آیا وقت بدهند یا ندهند؛ دیدار عام دارند و دیدار خاص دارند، در این روز میشود و در آن روز نمیشود، و چه و چه و چه تا اینکه شما بتوانید به شخصی راه پیدا بکنید! امّا اینجا اینطور نیست.
- سوره کهف (١٨) آیه ٢٣ و ٢٤. مهر تابان، ص ٣٨٨ و ٣٩١:
«و البتّه (ای پیغمبر!) نگو که: من حتماً کاری را فردا انجام میدهم؛ مگر آنکه (گفتارت همراه گفتار دیگرت باشد که اگر) خداوند بخواهد.» - تفسیر القمی، ج ٢، ص ٣٢.
- الأمالی، شیخ صدوق، ص ١٣٥؛ بحار الأنوار، ج ٤٣، ص ١٧٩.
- الإقبال بالأعمال الحسنة، فقرهای از دعای أبوحمزه ثمالی.
- سوره کهف (١٨) آیه ٢٣ و ٢٤. مهر تابان، ص ٣٨٨ و ٣٩١:

