تربیت الهی جهت ایجاد باور و یقین قلبی
4خطر وقوع سالک در غفلت بهواسطۀ اشتغال به کثرات
خلاصه، قضیّه از این قرار است که این مظاهرِ دنیا نباید ما را فریب بدهد! منظور از «فریب ندهد» یعنی نباید برای ما اشتغال ایجاد کند؛ حالا چه موقعیّتِ ما و مسائل اشتغالیِ ما باشد، چه زن و فرزند و... باشد، یا رفیق و ارتباطات و... باشد؛ تمام اینها برای سالک خطر دارد و برای سالک سمّ است!
محبّت و رحمت خدا زمینهساز انقطاع از کثرات و صَوارف
وقتی که خدا بخواهد به بندهای محبّت کند، میآید این صارفات را یکییکی قیچی میکند؛ صارفها آنهایی هستند که میآیند و انسان را جدا میکنند و نمیگذارند که انسان به خودش برسد و نمیگذارند که انسان درد خودش را بفهمد! این بادمجان دور قاب چینها میآیند و برای انسان مشکلات اضافه میکنند و دردی روی درد میآورند، از این باب که نمیگذارند آدم درد را بفهمد، و تا آدم میخواهد درد را بفهمد، میآیند و یک مخدِّر میزنند و تخدیر میکنند، تا آدم میخواهد احساس بکند که بدبخت است، دو تا تعریف و تملّق میکنند؛ اینها مخدِّر است!
یکوقت یک نفر از دست ما پیش کسی رفته و گلایه کرده بود و گفته بود: «من نمیدانم؛ هرچه بگویم، آقا سیّد محسن رد میکند!» حالا من هم داعی بر این جهت نداشتم، یعنی میخواستم این مسائل را به خود نگیرد و اینها برایش آفت نشود. این ارتباطات همه جنبۀ مخدّری دارند، یعنی بیهوش میکنند! خب آقا این بیچاره نمیفهمد دردش چیست، حس نمیکند و همینطوری میماند و متوجّه نمیشود! تا یکخرده میخواهد متوجّه بشود، نمیگذارند و قضیّه را مشکل میکنند، کدورت میآورند و این صفا را از بین میبرند!
خدا وقتی آدم را رها میکند، خب میآیند و دور آدم را میگیرند و میبرند که دیگر میبرند! و خدا نیاورد که آدم چیزهایی هم بفهمد و مسائلی هم متوجّه بشود، یک درِ باغ سبزهایی را ببیند و به مسائلی هم دسترسی پیدا بکند، که دیگر واویلا میشود!

