معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
10الفَهلَویونَ الوجودُ عندَهم *** حَقیقَةٌ ذاتُ تشکُّکٍ تَعُمّ1 همین مذهب تشکیک است؛ مکتب عرفان هم «لا هو إلّا هو» است و اصلاً این مذهب تشکیک را درست نمیدانند و باطل میدانند.2
یک شخصی ظاهراً به نام شیخ اسماعیل تائب، این شعر عطّار را که در منطق الطّیر است، مینویسد:
دائـمـاً او پـادشـاه مطلق اسـت *** در کمـال عـزّ خـود مسـتغرق اسـت او به سر ناید ز خود آنجا که اوست *** کی رسد عقل وجود3 آنجا که اوست؟4 و میآورد پیش مرحوم آخوند ملا محمّدکاظم خراسانی که: «لطفاً این را تفسیر بفرمایید.» آقای آخوند هم تقریباً دو سطر جواب اجمالی میدهند و میفرمایند که: «فعلاً مجالی بیش از این نیست.» بعد این دو شعر را میآورد نزد مرحوم آشیخ محمّدحسین کمپانی و میگوید: «این را برای ما معنا کنید.» آشیخ محمّدحسین یک صفحه بر مذاق همان حکما بیان میکند. این شخص برمیدارد جواب آشیخ محمّدحسین را میآورد پیش آسیّد احمد و میگوید: «این را شما معنا بفرمایید.» آسیّد احمد برمیدارد یک صفحه یا بیشتر، در ردّ آشیخ محمّدحسین مینویسد که این تأویل و این تفسیر، تفسیر درستی نیست. خلاصه، آن شخص دو مرتبه این کاغذ را برمیدارد میبرد پیش آشیخ محمّدحسین، و آشیخ محمّدحسین یک ردّی بر آسیّد احمد مینویسد. آن شخص کاغذ آشیخ محمّدحسین را برمیدارد میدهد به آسیّد احمد، و آسیّد احمد یک ردّی بر آشیخ محمّدحسین مینویسد؛ همینطور چهارده تا مکاتبه است، هفتتا از آسیّد احمد و هفتتا از آشیخ محمّدحسین.
این مکاتبات خیلی قوی است! یعنی مکاتبات آشیخ محمّدحسین که خب اوّل حکیم نجف بوده و تمام آن برهانهای فلسفی را که حکما بر علیه عرفا دارند، در این نامهها جمع کرده است، و آسیّد احمد کربلایی هم تمام آن بزنگاهها و آن فُوت کاسهگریهای عرفانی را بر علیه ایشان إعمال کرده و اصلاً همه را به باد مسخره میگیرد و مسئله را از آیات و روایات تمام میکند، و خیلی هم هر دو قوی هستند!
- شرح المنظومة، ج ٢، ص ١٠٤.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به مهر تابان، ص ٢٠٩.
- خ ل: علم و خرد.
- منطق الطیر، ص ٥٩.

