اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بخل انسان به سبب گرفتاری در امور اعتباری

14207
سال 1416
نسخه عربی

بخل انسان به سبب گرفتاری در امور اعتباری

4
  • در تمام عقود و ایقاعات مسئله همین‌طور است. فرض کنید که وقتی شما یک بنده و رقبه آزاد می‌کنید، شما کاری انجام نمی‌دهید ـ البته یک مسائل خارجی هست، یک دفتر و حساب و کتابی هست، که این ربطی به واقعیّت ندارد و به‌خاطر مسائل قانونی آن است ـ آنچه که تحقّق می‌پذیرد این است که شما در نفستان این عبد را از مِلکیّت خودتان بیرون می‌کنید؛ این می‌شود ایقاع. در ایقاع دیگر یک طرف می‌خواهد و دو طرف نمی‌خواهد.

  • اگر این مسائل را به خودمان نسبت بدهیم، این یک امر اعتباری می‌شود. جمال یک مسئلۀ واقعی است، ولی می‌گوییم این جمال برای ما است؛ درهم و دینار یک امر واقعی است، ولی می‌گوییم این درهم و دینار برای ما است، یعنی من اختیار این را دارم و من باید بتوانم تصرّف کنم؛ امّا این غلط است و نباید باشد! زن یک امر واقعی و یکی از بندگان خدا و أمَةُ‌اللَه است ـ ما عَبیدُ‌اللَه و بندۀ خدا هستیم و آنها إماء‌اللَه و کنیز خدا هستند ـ و ما این شخص را در اختیار خودمان می‌گیریم و به خودمان ارتباط می‌دهیم؛ این می‌شود امر اعتباری.

  • وجوب التزام به امور اعتباری فقط در محدودۀ شرع

  • امر اعتباری هم حدّی دارد، و انسان باید تا حدّی که شرع گفته است، به این امر اعتباری عمل کند؛ اگر شرع نگفته باشد، این فضولی می‌شود.1 در حج باید روی زن باز باشد،2 و معنا ندارد که رویشان را می‌اندازند؛ این کلاه شرعی و مسخره‌بازی است! مگر شارع نمی‌توانست بگوید که یک بادبزن بردارید و طوری جلویتان بیاورید که قناع باشد؟! شرع گفته است: باید روی زن در حج باز باشد و باید مردم او را ببینند! اینها کلاه شرعی درست می‌کنند، چون‌که آقا به غیرتش برمی‌خورد! تو غیرت داری یا شارع غیرت دارد؟! کدام غیرت دارد؟! این می‌شود فضولی! اینجا است که شرع جلوی سلوک را می‌گیرد، این مقدّس‌مآب‌ها و اینهایی که در مقابل شرع، دین من‌درآوری درست می‌کنند، به جایی می‌رسند که دیگر می‌مانند و نمی‌توانند کاری انجام بدهند! شرع گفته است که در حج باید روی زنت باز باشد، خب می‌توانست بگوید که بپوشان! عایشه در حج رویش باز بود و همۀ مردم او را می‌دیدند و با پیغمبر هم حج آمد، خب رسول خدا می‌توانست او را منع بکند! وقتی خدا می‌گوید که تو باید سرت را باز بگذاری و زیر سقف نروی، و زن باید صورتش را باز بگذارد و می‌تواند زیر سقف حرکت کند،3 خب خدایی گفته است که مالکُ‌الرِّقاب ما است؛ حالا ما به چه ملاکی این حکم خدا را از آن بساطت اوّلیه و خلوص اوّلیه‌اش تغییر می‌دهیم، خَلط و مزجش می‌کنیم، خراب و کثیفش و آلوده‌اش می‌کنیم؟! چرا باید این‌طور باشد؟! این اعتبار آمده است و جلوی آن حقیقت را گرفته است! خدا به تو گفته است که این زن تو است، نگهدار تا به حرام نیفتد؛ تمام شد! این زن تو است و باید نفقه‌اش را بدهی! این زن تو است و بایستی که مسائلش را در نظر داشته باشی؛ ولی دیگر نباید بیش از این مقدار باشد! اگر بخواهی بیشتر از من برای زنت دل بسوزانی، آنجا گرفتار می‌شوی، و اینجا دیگر آن ملکیّتِ مطلقۀ پروردگار و آن قَیّومیّت و ولایت مطلقۀ او زیر سؤال می‌رود! من در مقابل ارادۀ خدا عرض اندام می‌کنم! خدا گفته است که باید روی زنت را باز بگذاری، خب باز بگذار! می‌گوید: دیگری می‌آید و می‌بیند! خب بیاید و ببیند؛ خودش می‌داند! خدا گفته است: باید زن را از دست نامحرم محفوظ نگه داری، نباید دست اجنبی به بدن زن بخورد، نباید نگاه اجنبی به زن بیفتد، اینها به جای خود؛ امّا همین‌جا اگر موردی پیش آمد و پای جانی در میان بود، شما باید بیایی و به دست اجنبی بدهی، و اگر به دست اجنبی ندهی و مسئله‌ای پیش بیاید، روز قیامت باید جواب بدهی! غیرت، غیرت او است! غیرت در مقابل غیرت او، کفر است و شرک است! وقتی که علاج نفس محترمه به دست اجنبی است، نباید استنکاف کرد. من شخصی از آقایان قم را می‌شناختم که آنها می‌گفتند: «ما حاضریم واقعاً اگر شده تا حدّ مرگ نگذاریم دست اجنبی به بدن زن برسد!» گفتم: خیلی اشتباه می‌کنید، خیلی اشتباه می‌کنید! اگر یک قضیه پیش بیاید چه می‌کنید؟! مگر مرگ خبر می‌کند؟! می‌گویی ما تا دم آخر نمی‌گذاریم؟! مگر شما می‌دانید که دم آخر چه وقتی است؟! چه کسی به شما تضمین داده است؟! همان‌طوری که تحفّظ بر احکام شرعی از ألزم لوازم است، تعدّی از حدوداللَه هم مستوجب عقاب و عذاب است؛ افراط و تفریط در هر دو طرف آن غلط است و هر دوی اینها مذموم و مقدوح است.

    1. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به رسالۀ لبّ اللباب، ص ١٠٣.
    2. الکافی، ج ٤، ص ٣٤٥؛ وسائل الشّیعة، ج ١٢، ص ٤٩٣:
      «عن جَعفَرٍ عن أبیه علیهِما السّلام، قال: ”المُحرِمَةُ لا تَتَنَقَّبْ؛ لِأنّ إحرامَ المَرأةِ فی وَجهِها.“»
      ترجمه: «امام صادق از امام باقر علیهما السّلام نقل می‌کنند که فرمودند: ”زن در احرامش نباید بر صورتش نقاب بگذارد، زیرا احرام زن در صورتش می‌باشد.“» (محقّق)
    3. من لا یحضره الفقیه، ج ٢، ص ٣٥٢، باب الظِّلال للمُحرِم.