کیفیت ارتباط بنده با خدا و مقام ولایت
4«مگر نفهمیدی که الآن به تو چه دادند؟! مگر نفهمیدی برای نماز ظهری که اوّل وقت خواندی چه قسمت تو شد؟! دنبال مائده میگردی؟!»
خلاصه ما خیلی خجل شدیم!
اولیاء مخصوصاً به نماز ظهر خیلی بیشتر از سایر نمازها توجّه داشتند که در اوّل وقت خوانده شود! خیلی به نمازها مخصوصاً در اوّل اوقات آن، تکیه و توجّه داشتند.1 و این هم بهخاطر این است که اشکالی در ما هست و ما از این نکته غافل هستیم.
لزوم خودسازی در مکتب عرفان
قضیّهای که روشنفکرانِ از سُلاّک و رفقای ما خیلی مدّ نظر دارند این است که آنها خیال میکنند عرفان یک مسلک انعزال و تفرّد و توحّد و دوری گزیدنِ از مردم و عدم ارتباط با مردم و به دنبال خود ساختن و دیگران را در نظر نیاوردن، و فقط به قول معروف: گلیم خود را از آب بیرون کشیدن و بقیّۀ مردم را به امان خدا سپردن است! ولی مطلب اینطور نیست! یک بنده خدایی به ما میگفت:
این مطالبی که هست و این دستوراتی که آقا میدهند و امثال ذلک، خب انسان دیگر کِی به مسائل اجتماعی میرسد و کِی نفع او به اجتماع میرسد؟!
و به عبارت دیگر، حظّش از این دنیا چه میشود؟! و حالا آقای حدّادی آمد و رفت، خب حالا بهتر نبود که یک تأثیر بیشتری و یک تبعات و لوازم و آثار وسیعتری در میان مردم واقع میشد؟!
ما در وهلۀ اوّل باید ببینیم منظور از تدیّن به دین و سلوک در سیر إلی اللَه چیست و منظور از مسیر إلی اللَه چیست؟ امّا ما مطلب را از این طرف برمیگردانیم؛ ما میگوییم اگر انسان واقعاً یک شخص اجتماعی باشد، پس باید مسائلی را مطرح بکند و کارهایی را انجام بدهد و بدون اینکه به خودش بپردازد، از دنیا برود! پس آخرش چه میشود؟! فرض بکنید که شخصی واقعاً درس خوانده و برای خدا و دین زحمت کشیده است، او به دنبال دستگیریِ مردم، به اینطرف و آنطرف برود و صحبت و سخنرانی و ارشاد نماید و چندتا کتاب هم بنویسد و این حرفها، و بعد هم از دنیا برود؛ و یک عدّه هم پای صحبت او بنشینند و استفاده هم بکنند، همینطوری که داریم میبینیم که بالأخره یک عدّه میآیند و استفادهای هم میکنند، حالا چه ریشتراش و چه با ریش، چه معمّم و چه غیر معمّم، چه دانشگاهی و چه غیر دانشگاهی. چهبسا برخی از اینها برگردند و به خود آدم هم وارو بزنند! پس حالا نتیجۀ این چه میشود؟! این در آن دنیا چقدر جلو رفته است و از نظر قرب چقدر تقرّب پیدا کرده است و از نظر تلطیف روحی و تجرّد روحانی در چه مرحلهای جلو افتاده است؟! یعنی بدون اینکه خودش را بسازد و بدون اینکه خودش را تلطیف کند و بدون اینکه حظّی ببرد، آیا فقط قضیّه همین پرداختنِ به مردم و غفلت از خود است؟! خب خود انسان هم یکی از آنهاست! هزار نفر، هزار تا یک نفر هستند؛ نه اینکه هزار نفرند و ما هم یکی از آنها! خب خود ما تکلیفمان چه میشود؟!
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون موضوع نماز و مسائل مربوط به آن رجوع شود به انوار الملکوت، ج ١، ص ٩٧، نور ملکوت نماز.

