کیفیت ارتباط بنده با خدا و مقام ولایت
5توصیه امیرالمؤمنین علیهالسّلام به مالک اشتر جهت اختصاص دادن بهترین اوقات برای خود
امیرالمؤمنین علیه السّلام به مالک اشتر میفرماید: «بهترین اوقات را برای خلوتِ خودت با خدا قرار بده!»1 اگر تو همۀ این کارهایت را برای قضاوتِ با مردم بگذاری، پس چه چیزی به خودت میرسد؟! اگر تو همۀ خستگیات را برای رفع و رجوع با مردم بگذاری، پس کِی با خدای خودت میتوانی خلوت بکنی؟!2
بنده خدایی میگفت:
در جشن امام زمان، یکی در هیئت بنیفاطمه بود که میگفت: «به همان امام زمان، سه روز است کفش از پایم درنیاوردهام و دنبال کارها بودهام!» گفتم: پس کِی نماز خواندی؟! گفت: «این واجبتر است!»
پس حالا کِی فرصت برای نماز پیدا میشود؟!
دستور اسلام و حکم عقل به اصالت و اولویّت فرد برای تقرّب به سمت خدا
دین اسلام دینی است که موجب کمال فرد بشود و وقتی از این دنیا میرود، آن عمرش را صَرف تجرّدِ خودش کرده باشد! هیچوقت اسلام نگفته است که بیا و خودت را فدای جامعه کن! کِی یکچنین حرفی زده است؟! کجا یکچنین فرعی هست؟! کجا یکچنین مسئلهای هست که یک مسلمان باید خودش را فدای جامعه بکند؟! چه کسی گفته است؟! فرض کنید که اگر امر دایر باشد بین اینکه یک نفر را بکشند یا اینکه بنده را بکشند، بنده بیایم و حرفی بزنم که قتل از او برداشته شود و بنده از بین بروم؛ نهخیر، کار حرام انجام دادهام! چنین چیزی نیست! اگر دو نفر اینطور شدند، باز کار حرام است؛ اگر گفتند ما یک شهر را از بین میبریم یا اینکه تو از بین بروی، حرام است و من نباید خودم را فدای یک شهر و فدای یک جامعه بکنم! در اسلام، جامعه با یک فرد فرقی ندارد! چه کسی میگوید اصالت با جامعه است؟! اصالت با هدف و تقرّب إلی اللَه است! جامعه چه کسی است؟! فرد چه کسی است؟! یک نفر مؤمن و موحّد پیدا بشود، به تمام عالم میارزد! تمام عالمی که اینها افرادی در یک سطح هستند، چه ارزشی برای اسلام دارند که اسلام خودش را فدای اینها بکند؟! «و هَمَجٌ رَعاعٌ، أتباعُ کُلِّ ناعِقٍ، یَمیلونَ مَعَ کُلِّ ریحٍ.»3 حالا امامی یا غیر امامی؛ چه فرقی میکند؟! اسلام آمده است تا با این قوانین خود تکتک افراد را در همین دنیا کامل کند و از این دنیا ببرد؛ حالا یکی کامل میشود و یکی نمیشود. اینکه من نباید کامل بشوم برای تکامل دیگران، از کجا آمده است؟! چرا دیگران فدای من نشوند، و بنده فدای آنها بشوم؟!
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٤٠:
«و اجعَل لِنَفسِکَ فیما بَینَکَ و بَینَ اللَهِ أفضَلَ تِلکَ المَواقیتِ، و أجزَلَ تِلکَ الأقسامِ؛ و إن کانَت کُلُّها لِلَّهِ إذا صَلَحَت فیها النیَّةُ و سَلِمَت مِنها الرَّعیّةُ.»
ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٤، ص ٩٥: «بهترین و با فضیلتترین اوقات را از تمام این اوقاتی که برای مردم مصرف میکنی، آنوقتی قرار ده که خودت ما بین خود و خدا خلوت داری! جزیلترین و با فضیلتترین اوقات را آن وقت قرار بده؛ اگرچه همۀ این وقتها مال خداست و همۀ این کارها مال اوست، اگر نیّت صالح باشد و رعیّت در سلامت بسر ببرند؛ ولیکن آن وقتی را که میخواهی میان خود و خدا به راز و نیاز مشغول باشی باید پاکیزهترین أوقات تو باشد.» - جهت اطّلاع بیشتر پیرامون نامۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام به مالک اشتر، رجوع شود به ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٤، ص ٩٢.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٩٦؛ الخصال، ج ١، ص ١٨٦. اسرار ملکوت ج ٣، ص ١٧٨:
«نادانان و ابلهانی هستند همچون مگس که به هر بادی به حرکت درآیند و به آن سو روند و به هر صدایی گوش فرا دهند و به دنبالش روان گردند! اینان به نور علم، جان و روان خویش را مستنیر نگردانیدهاند و به تکیهگاهی معتبر و وثیق روی نیاوردهاند.»
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٤٠:

