کیفیت دعای بنده و اجابت پروردگار
6كدام است؟ یك وقت شیخی، بنده خدایی بود آورده بودند او را قم دفن كرده بودند، بیست سال پیش، با چند تا از این رفقای سابقشان، آنها بودند رفقای جدید نبودند، آوردند در همین وادی السلام قم دفن كردند. آن موقع كه برمیگشتند بعدازظهری بود خیلی میخندیدند با آنها، میگفتند رفقا! خوب جایی است خیلی جای آرام و باصفایی است كی حاضر است همین جا دیگر نرویم بیرون؟ دیدند دارند میلرزند! همگی اصلا نه نه! آقا سید محمدحسین دارند شوخی میکنند! برویم. گفتند هیچ كس نیامد هیچ كس نیامد. آقا گفتند خیلی جای آرام و باصفایی است ساكت، خوب، اینها، میخواهید همین جا بمانیم نرویم از اینجا، اتفاقا هفت یا هشت تا بیشتر نبودند همین حدود بودند، نخیر! آقا زن داریم بچه داریم ماشین داریم خانه داریم زندگی داریم چی چی داریم از این حرفها. اما اینها باید بروند، باید بالاخره برگردند همین جا. بالاخره از حكومت خدا كه خارج نیستیم، میرویم چرخمان را میزنیم بسته به این كه سهمیه برای ما چه قسمتی است؟ یك سال دو سال ده سال، بالاخره چرخهایمان را میزنیم دوباره برمیگردیم همین جا سلام علیكم! خلاصه این این طوری است قضیه.
الان هیچ این حرفها نیست الان اصلا این خبرها نیست الان كدورت همه جا را گرفته تاریكی همه جا را گرفته شهوت همه جا را گرفته غضب همه جا را گرفته، كینه همه جا را گرفته حقد و حسد همه جا را گرفته اتراف همه جا را گرفته اسراف همه جا را گرفته، میخندند به ما! اصلا میخندند! چه دارند میگویند؟ اینها دیوانه هستند دارند این حرفها را میزنند. اصلا این حرفها نیست. مسجدی كه رسول خدا در مدینه ساخت سقف نداشت گفتند آقا باران میآید چی میآید سقف ندارد خیلی اصرار كردند، آقا باران میآید چی میآید، حضرت فرمودند خب از این شاخههای خرما بگذارید رویش را با آن بپوشانید یك گلی هم رویش بگیرید و این حرفها، گفتند آقا این هم آخر شد سقف؟ حضرت فرمودند نه دیگر، عریش كعریش موسی همین.

