اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت دعای بنده و اجابت پروردگار

14301
سال 1416
نسخه عربی

کیفیت دعای بنده و اجابت پروردگار

4
  • شما یك روز بلند می‌شوید می‌روید یك مریضی را می‌بینید چقدر در شما تأثیر می‌گذارد؟ واقعا تأثیر می‌گذارد می‌گویید كه یك روزی هم برای ما می‌آید دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد مگر خبر می‌كند؟ مگر عزرائیل خبر می‌كند؟ خبر می‌دهد؟ مگر كسی از رفتن آقا مطلع بود؟ مگر كسی انتظار می‌كشید؟ ابدا! وقتی شب به ما اطلاع دادند ـ در طهران كه بودیم ـ كه آقا مریض شدند رفتند بیمارستان خب لابد یك گرفتگی معمولِ دیگر، آقا که یك پایشان بیمارستان بود یك پایشان خانه! این هم یكی از آنها، دیگر چه كسی می‌دانست این تو بمیری با آن تو بمیری ها فرق می‌كند؟ به كسی نامة برات و عیش مؤبّد در این دنیا نداند، نه! والامر كلّه بیده، هیچ، به اندازة سر سوزنی اختیارِ بودن در این دنیا را به ما ندادند، ابدا! در سر موقع و در سر وقت جناب عزرائیل تشریف می‌آورد و می‌گوید بسم اللَه، اذهبوا انتم الطلقاء، خوش آمدید. هیچ، ابدا!

  • این همه ما در روایات داریم تأكید برای رفتن به قبرستان. من هر پنجشنبه عصر می‌رفتم برای زیارت اهل قبور، خدا رحمت كند مرحوم علامۀ طباطبایی رضوان اللَه علیه را می‌دیدم كه ایشان می‌آیند این قبرستان شیخان، حاج شیخ، آن جا می‌گشتند دور قبرها و فاتحه می‌خواندند و بعد می‌رفتند كنار مقبره‌ای و آن جا بستگانشان بودند آن جا فاتحه می‌خواندند و بعد یك جا، گوشه‌ای می‌نشستند و یك ربعی و چیزی بعد بلند می‌شدند حركت می‌كردند می‌آمدند. حتی ما داریم وقتی كه به قبرستان می‌روید قرآن هم نخوانید فقط بروید بنشینید تأمل كنید تفكر كنید.

  • یكی از اصحاب امیرالمؤمین علیه السلام، خبر می‌آید برای حضرت كه فوت كرده. بعد خبر مجدد می‌آید كه نه فوت نكرده و حیات دارد زنده است حضرت به او نامه می‌دهد كه در خبر اول ما شنیدیم كه فوت كردی و در خبر ثانی شنیدیم فوت نكردی حیات داری. تو فرض بكن خودت را كه خدا تو را برده و الان دوباره رجعت كردی، الان چه می‌كنی در این دنیا؟ چه می‌كنی؟ واقعا آدم ببیند چه می‌كند؟ جداً دارند به ما می‌گویند، من كه خودم جداً دارم می‌گویم، جداً اگر به ما بگویند كه تا یك ماه دیگر ما بیشتر زنده نیستیم، یك ماه. یعنی اگر بیایند به ما بگویند علی رأس شهر الثانی .. اگر آمدند و..... آیا ما می‌گذاریم در این مدت یك ماه یك دقیقۀ از عمر ما به بطالت بگذرد؟ یك دقیقه حتی، این چیست؟ وقت تنگ است وقت ضیق است واقع است یعنی وقتی ما واقعا خبر صادق مصدق را بشنویم شما تا یك ماه دیگر بیشتر [زنده] نیستید آیا ممكن است ما این كار را بكنیم؟ چه تضمینی هست برای این كه ما زنده هستیم؟ جداً من بعد از ارتحال آقا ـ آخر بعضی چیزها هست انسان می‌داند ولی وجدان ندارد وجدانش نیست امیرالمؤمنین خیلی می‌فرماید كه همه ما یقین داریم كه می‌میریم یعنی مثل این روز، روشن، كه ما از دنیا می‌رویم ولی وجدان، در حال وجدان نیستیم وجدان كنیم قضیه را ـ بعد از این جریان من این جهت را وجدان كردم، وجدان كردم كه مسئله تعارف ندارد، هیچ. یعنی الان لحظاتی كه بر من می‌گذرد ـ گرچه ما خیلی بی خیالتر از این حرفها هستیم ـ اما لحظاتی كه الان دارد می‌گذرد هیچ من امید ندارم به این كه فردایی من زنده باشم یعنی این را الان وجدان كردم، هیچی، می‌گوییم هر چه بادا باد. انشاءاللَه آقا را که داریم پیغمبر و اینها هستند یك كاری می‌كنند والاّ اوضاع ما كه خراب است.