اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت دعای بنده و اجابت پروردگار

14301
سال 1416
نسخه عربی

کیفیت دعای بنده و اجابت پروردگار

5
  • حالا شما ببینید این مقابری كه الان درست كردند اینها چیست؟ یك روز یكی از همین آقایان قم آمده بود مشهد و شكایت می‌كرد كه بله آقا! عجیب! صدام آمده وادی السلام نجف را شوارعی در آن احداث كرده خیابان زده، دیگر قبرستان [از آن حالت] درآمده خراب [کرده] در قبرستان وادی السلام ماشینها تردد می‌كنند و درخت آن جا كاشته و بنا درست كرده و عجیب عجیب! اظهار ناراحتی می‌كرد. آقا فرمودند چرا راه دور می‌روی؟ بنده رفتم در تخته فولاد اصفهان شما، وسطش نهر درست كردند درخت كاشتند درخت اكالیپتوس و سرو كاشتند قبرستان را خراب كردند، خانه درست كردند همه را دادند. چه فرقی می‌كند؟ صدام و غیر صدام وقتی كه قرار باشد قبرستان خراب شود، چقدر قبر بزرگان در همین تخته فولاد اصفهان هست؟ چقدر؟ یك تكه الان باقی مانده همه خراب شده! چرا راه دورتر؟ برویم همین بهشت زهرای خودمان طهران، ببینیم این واقعا بهشت زهرا است؟ گل لاله و..... ـ شعر حافظ است ـ سرو و چمن و از این چیزها، بالای هر قبری یك تابلو و عكس و اینها! اینها چیست؟ ما می‌خواهیم چكار كنیم؟ می‌خواهیم به خودمان عزت و آبرو بدهیم با این كارها یا دل مرده‌هایی كه آن جا هستند را شاد كنیم؟ كدام را می‌خواهیم انجام دهیم؟ اگر خب حساب عزت و آبرو و فلان و قشنگی و این چیزها است خب اینها را كه مسیحی‌ها هم دارند قبرستان‌های آنها هم هست، شاید ما از آنها قشنگتر داشته باشیم! اگر نه، حساب این است كه ببینیم این كه الان این جا دفن است این الان به چی راضی است؟ این الان به چی راضی هست؟

  • خب این راضی به این است كه بالای سرش گل بگذارند؟ لاله بگذارند؟ چی چی بكارند؟ یا این جا مثل مسیحی بایستند و این جوری این جوری بكنند و راهشان را بكشند بروند یا بلند شوند بیایند اینجا تنبه پیدا كنند مردم؟ مردم دست از این ولنگ و بازیها بردارند یكخورده دست از این ها بردارند یكخورده از این منازلی كه در شهر هست و انسان را دارد به طرف چی چی می‌برد، از اینها دست بردارند. از یك طرف آمد به خودكفایی از یک طرف به عنوان شهر ما خانۀ ما، سالم ما، چی چی ما، بهترین ماشین خارجی را بردارند در دیوار اصفهان نقش ببندند! آقا به دم خروس شما نگاه كنیم یا به قسم حضرت عباس شما؟ از آن طرف دعوت به صرفه جویی و [جلوگیری از] اسراف و حكومت علی وار و از آن طرف در تلویزیون تبلیغات چك و تراول چك و مسافرتهای به كیش و فلان و خارج و از این حرفها، كدام؟ كجا داریم می‌رویم؟ شما اینها را دارید تبلیغ می‌كنید برای كوخ نشینی و حلبی آباد یا برای از ونك به بالای طهران؟ قضیه چیست؟ كجای این حرفها اسلامی‌است؟ غیر از این که آن بیچاره كه دارد به این تلویزیون نگاه می‌كند و آه بكشد! این‌ها اسلامی‌است؟ بنازم به این نابش! در جامعة‌اسلامی‌باید قبرستان باشد باید مردم روزهای پنجشنبه بروند، ببینید، وضع را ببینند آقا اصلا مردم فرار می‌كنند از این حرفها! فرار می‌كنند! چرا؟ چون گرفتار شدند. ما این قدر گرفتار مادیات شدیم كه اگر اسم مرگ بیاید، وای! شیون می‌كنند فرار می‌كنند اصلا نمی‌خواهند...! امّا همان بیچاره كه آس و پاس است ندارد راحت است مرگ بیاید یا علی مدد رفتیم. ما رفتیم دیدن ... گفتم تو كه از ما زرنگتر بودی زودتر [داری می‌ری] خندید! گفتم بیا جایت را عوض كن، حالا انشاءاللَه خدا شفایش بدهد ما با او شوخی می‌كنیم، همه ایستاده بودند توقع داشتند ما برویم آنجا.... نه بابا .. می‌خندیم، ما در این حرفها نیستیم خدایا شفا بده نده، نه آقا! می‌خواهی ما می‌رویم اما انشاءاللَه امیدواریم كه خدا شفا بدهد جداً شفای ایشان را می‌خواهیم.