اهمیت قرائت قرآن و ادعیه
3فلان شخص میآید و یک گوشه ساکت مینشیند و حرفی هم نمیزند و نصیب خودش را میگیرد و بلند میشود و میرود؛ ولی این میآید و مدام إشکال میکند، مدام اعتراض میکند و مدام ما باید جواب بدهیم و وقتی هم که میرود ما هیچ تغییر حالی در او نمیبینیم! جواب اشکال را میگیرد ولی جواب اشکال حال او را عوض نمیکند و تغییری در حال او نمیدهد!
بهخاطر این است که این حِکَم باید بتواند در قلوب و وعاء و اوعیۀ صافیه و ممهَّده برای این حِکَم مؤثّر واقع بشود. امیرالمؤمنین علیه السّلام هم در چند جای از نهج البلاغه در قسمت حِکَم و... مطالبی میفرمایند که باید به دست اهلش سپرد؛ اهلش آنهایی هستند که نفس آنها آمادگی برای تلقّیِ این مسائل و این مطالب را دارد. ولی ما خیال میکنیم که با همین صحبتها و مطالب درست میشود؛ البته عرض کردم تا حدودی مطلب اینطور است، ولی نکتۀ مهم این است که خودمان را درست کنیم، خودمان را تغییر بدهیم، خودمان را عوض کنیم تا اینکه این کلمات بزرگان بتواند در ما تأثیر کند و مؤثر واقع بشود!
وحدت حقیقت قرآن و ادعیه، و وجه تمایز آنها
نظر بزرگان نسبت به قرآن و نسبت به دعا خیلی نظر مهمّی بود و قرآن و ادعیه را خیلی با اهمّیت تلقّی میکردند! خیلی با احترام دعا میخواندند و دعا را بهعنوان همان کلاماللَه در نظر میآوردند! و فرقی بین دعا و قرآن نیست مگر اینکه دعا مقام جمعی دارد؛ یعنی همان آیات کلّی را به طور مبسوط بیان میکند و شرح میدهد و آیات را از آن اجمال و از آن کلّی درمیآورد، امّا دیگر فرقی ندارد.
و اینکه میشنویم: «قرآن کلاماللَه نازل است و دعا کلاماللَه صاعد است» این حرفها را کنار بگذارید! دعا کلاماللَه نازل است همانطوری که قرآن است؛ یعنی مانند قرآن است که وحی است و به نفس رسول اکرم میآید و از نفس رسول اکرم به بیرون تراوش میکند و به صورت کلمات عربی که دارای حقایقی است انتشار پیدا میکند و دارای بطنهایی است، و اینکه کلمات قرآن و آیات قرآن با جمیع عوالم کوْن و با مراتب نفس و مراتب وجود تطبیق میکند، و به همین جهت کتاب تشریع میگویند که منطبق با کتاب تکوین است؛ یعنی قرآن کریم از نقطۀ نظر ثبوت، تمام مراتب عالم وجود را دارد و هر شخصی در هر مرتبهای که هست از قرآن مستغنی نیست؛ هر شخصی میخواهد باشد! آن عامی که دارد این قرآن را میخواند، به همان مقداری از این قرآن میفهمد و دارد با همان سعۀ وجودیِ خودش ـ ولو اینکه نفهمد و متوجّه نشود ـ از این قرآن بهرهمند میشود، که شخص طلبهای هم که دارد قرآن را میخواند، به همان مقدار بهرهمند میشود؛ امّا اگر ما رشد کنیم و در عالم مثال و بالاتر برویم، قرآن که میخوانیم این قرآن برای ما دارای یک خصوصیّات بالاتری است و یک معانی دیگری را میرساند.

