اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معرفت

14528
سال 1416

حقیقت معرفت

8
  • معنای اقربیت‌

  • یعنی، وقتی که خود صفت مال تو باشد نزدیک‌تر از آن صفت چیست؟ خود ذات است دیگر، ذات تو من هستم. این صفت آمده بر آن ذات عارض شده، این می‌شود معنای چه؟ معنای اقربیت، وقتی که خود ذات بشود او صفات به طریق أولی می‌شود صفات او، این شخص می‌تواند بیاید چکار کند؟ حالا امر و نهی کند. حالا این کار را بکن این کار را نکن.

  • نحوه اطلاع اولیاء به حقائق ماهیات اشیاء و موجودات‌

  • لذا شخصی که می‌رود در مقام ولایت مراتب را طی می‌کند یکی از مراتبی که طی می‌کند عبارت است از، اتحاد و معیت با کلّ عالم وجود، یعنی چه؟ یعنی در مرتبه اوّل حساب کنی، البته مرتبه اوّل و آخر ندارد، بسته به سنخیت نوع عرض می‌شود که سیر هر شخصی تفاوت می‌کند، با تمام جمادات‌

  • اتحاد برقرار می‌کند. اگر از او سؤال کنی حقیقت گوگرد چیست؟ صاف برای شما بیان می‌کند این است این است این است. نه این‌که در پرونده را نگاه می‌کند یک هو می‌گوید جفر کبیر و جفر صغیر و جامعه و امثال ذلک این‌هایی که آقایان می‌آیند معنا می‌کنند. یک کتابی هست می‌گویند روی پوست آهو نوشته شده و نمی‌دانم چی چی است و فلان و این حرف‌ها، آن را باز می‌کند آن‌هایی که رمل می‌اندازد دیدید؟ جفر می‌اندازند، رمل می‌اندازند آن‌جا نگاه می‌کند می‌بیند راجع به گوگرد چه خواصی در آن‌جا نوشته شده بیاید بگوید که أَیها النّاس فلان، نه خودِ گوگرد را در وجود خودش می‌بیند و بیان می‌کند. خودِ آهن را در وجود خودش می‌بیند و دارد از او خبر می‌دهد، خود مورچه را وقتی که سؤال می‌کند آن شخص، می‌گوید که عرض می‌شود که:

  • یا على عرض مى‌شود که سبحان ما، عرض مى‌شود که آن، احسب‌ها احساها اعدها1 آن این‌که دارد این تعداد را دارد چیز می‌کند. حضرت می‌فرماید این‌که چیزی نیست من از ماده و این‌های این‌ها خبر دارم. حضرت دارد می‌گوید اصلا من به تو بالاتر بگویم، اصلا من مورچه هستم دارم با تو حرف می‌زنم، من شیر هستم که دارم با تو صحبت می‌کنم من شتر هستم که دارم با تو حرف می‌زنم، من زرافه هستم که دارم با تو حرف می‌زنم، من فرض کنید که ماهی دریا هستم که دارم با تو حرف می‌زنم، من عالم وجود هستم که دارم از عالم وجود خبر می‌دهم.

    1. معاد شناسى، ج ٧، ص ٣٦: ... امّا راجع به خود مقام ولايت كه امام مبين است و جان عالم و روح عالم است در« تفسير برهان» از شيخ در كتاب« مصابيح الأنوار» روايتى نقل مى‌كند كه بسيار شايان دقّت است:
      رَوَاهُ عَن أَبى ذَرٍّ قالَ كُنْتُ سَآئِرًا فِى أغْرَاضِ أمِيرِالْمُؤمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلام إذْ مَرَرْنَا بوَادٍ وَ نَمْلَةٌ كَالسَّيْلِ سَارٍ فذَهَلْتُ مِمَّا رَأيْتُ، فقُلْتُ: اللَهُ أكْبَرُ جَلَّ مُحْصِيه فقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ: لَا تَقُلْ ذَلِكَ يَا أَبَا ذَرًّ! وَ لَكِنْ قُلْ جَلَّ بَارِيهِ!
      فوَالَّذِى صَوَّرَكَ إنِّى أُحْصِى عَدَدَهُمْ وَ أَعْلَمُ الذَّكَرَ مِنْهُمْ وَ الأُنْثَى بإذْنِ اللَهِ عَزّ وَ جَلَّ. [١]
      أبو ذر غفارى ميگويد: من با حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام براى بعضى از مقاصد آن حضرت روانه شديم تا اينكه رسيديم به يك وادى و بيابان وسيعى كه در آن مورچگان مانند سيل روان بودند؛ از ابّهت و عظمت اين منظره، و اين درياى مورچه را كه ديدم هوش از سرم رفت و گفتم الله أكبر چقدر بزرگ است آن خدائى كه شمارش اين مورچگان را دارد و از عدد آنها مطّلع است.
      حضرت أميرالمؤمنين فرمودند: اين سخن را مگو، بلكه بگو: جَلَّ بَارِيه، چقدر بزرگ است آن خدائى كه اين مورچگان را آفريده است.
      سوگند به آن خدائى كه تو را آفريده و صورت بندى كرده است، من شمارش آنها را مى‌دانم و نرِ آنها را از مادّه آنها به اذن خداى عزّ و جلّ مى‌شناسم!»
      و نيز در« تفسير برهان» از شيخ از كتاب« مصابيح الانوار» از عمّار بن ياسر روايت مى‌كند كه:
      قالَ: كُنْتُ مَع أَمِيرالْمُؤمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى بَعْضِ غزَواتِهِ فمَرَرْنَا بوَادٍ مَمْلُوٍّ نَمْلًا، فقُلْتُ: يَا أَمِيرَالْمُؤمِنِينَ! تَرَى يَكُونُ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَهِ يَعْلَمُ كَمْ عَدَدُ هَذَا النَّمْلِ؟!
      قالَ: نَعَمْ يَا عَمَّارُ! أَنَا أَعْرِفُ رَجُلًا يَعْلَمُ كَمْ عَدَدهُ وَ كَمْ فِيهِ ذِكْرٌ وَ كَمْ فِيه أُنْثَى!
      فقُلْتُ: مَنْ ذَلِكَ يَا مَوْلَاىَ الرَّجُلُ؟
      فقَالَ: يَا عَمَّارُ! مَا قرَأْتَ سُورَةَ يس‌﴿ وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ؟!﴾
      فقُلْتُ: بَلَى يَا مَوْلَاىَ!
      قالَ: أَنَا ذَلِكَ الإمَامُ الْمُبينُ. [١]
      « عمّار ياسر گويد: من با حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام در بعضى از جنگ‌هاى آن حضرت بودم تا اينكه از يك وادى عبور كرديم كه آن بيابان مملوّ و سرشار بود از مورچه. من عرض كردم: آيا كسى از مخلوقات خدا هست كه شمارش اين مورچه‌ها را بداند؟!
      حضرت فرمود: آرى اى عمّار! من مى‌شناسم مردى را كه عدد آنها را مى‌داند، و نيز مى‌داند در ميان آنها چقدر نر و چقدر ماده هستند!
      عرض كردم: اى أميرالمؤمنين! آن مرد كيست؟
      فرمود: اى عمّار مگر در سوره يس نخوانده‌اى كه ما هر چيز را در امام مبين شمارش ميكنيم!
      عرض كردم: آرى اى آقاى من و مولاى من!
      فرمود: من آن امام مبين هستم!»
      در تفسير« بُرهان» در همين موضع كه در تفسير اين آيه است:﴿ وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ أَحْصَيْناهُ‌﴾ و﴿ فِي إِمامٍ مُبِينٍ‌﴾ كه در سوره يس است، روايات عديده‌اى را نقل مى‌كند كه دلالت دارند بر آنكه مراد از امام مبين أميرالمؤمنين عليه السّلام هستند و در حديث مُفضَّل خمسه طيّبه ذكر شده است، و على كُلّ تقديرٍ مراد جميع أئمّه طيّبين صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين هستند.
      [١] تفسير برهان» طبع سنگى، ج ٢، ص ٨٨٦
      [٢] تفسير برهان» ج ٢، ص ٨٨٦