حقیقت معرفت
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
بک عَرَفْتُک وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَیک وَ دَعَوْتَنِى إِلَیک وَ لَوْ لَا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْت؛1
عرفان خدا فقط به وسیله خداست
بک عرفتک، خدایا من تو را به تو شناختم، عرفان من به توسط تو پیدا شده است وانت دللتنى علیک، و تو مرا به خودت رهنمایی کردی ودعوتنى إلیک و به سوی خودت خواندی. حضرت در اینجا میفرماید که، من معرفتی که پیدا کردم به توسط تو، البته «عرفتک» در اینجا در مقام استمرار است یعنی عرفان به تو به توسط تو پیدا میشود. چرا عرفان به تو به توسط تو پیدا میشود؟ و غیر از تو کسی نمیتواند معرفت به تو را برای ما تحصیل کند.
هر چیزی که غیر از وجود پروردگار باشد در شناخت پروردگار ناتوان است
اینطوری که معروف است در معنای این فقره که در سایر موارد هم از ائمه علیهم السّلام نظیر دارد. در دعای روز عرفه است از سیدالشهداء علیه السّلام ایشان در آنجا همین عبارت را دارند. میفرمایند که هر چیزی که غیر از وجود پروردگار باشد این در شناخت پروردگار ناتوان است به جهاتی:
دلیل اول: سعه معلول کمتر از سعه علت است
یکی این که ماسوی اللَه معلول هستند و معلول از نظر سعه و ضیق هیچ گاه به سعه علت نیست، و به اشتداد علت نیست و به اولیت و اولویت علّت نمیرسد. بنابراین علم به معلول هیچ گاه علم به علت نخواهد بود، بلکه در رتبه پایینتر است خب این یک مطلبی است که صحیح است.
البته تا حدودی مسئله را روشن میکند ولی علت بالاخره در یک مقام و مرتبه مافوقی است و ما نمیتوانیم بگوییم که اگر به یک معلولی انسان احاطه پیدا کرد، در واقع به جمیع مراتب علّت از نقطه نظر هویت بتواند اطّلاع پیدا کند، نمیشود.
- مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج ٢، ص ٥٨٢.

