اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معرفت

14528
سال 1416

حقیقت معرفت

17
  • راجع به مثنوی بعضی این را می‌گویند دیگر بعضی واقعاً در مثنوی می‌مانند و دیوانه می‌شوند بعضی هم خودشان را راحت می‌کنند می‌گویند آقا مثنوی دیوانه است یک وقت آقا جوّی بوده یک وقت قَدَری بوده یک وقت اصلًا نمی‌دانم اختیاری بوده یک وقتی چی چی بوده هر سالی که از او می‌گذشته یک مذهب پیدا می‌کرده، دیوانه بوده اصلًا قائل دارد قولش قائل دارد.1 (صوت نامفهوم ١٠: ٤٨) آقا دیوانه است اصلًا هر سالی که صبح از خواب بلند می‌شود یک رأی از خودش درمی‌آورد، می‌نوشتند فردا دوباره بلند می‌شود و یک جور دیگر می‌گوید.

  • حالت فناء ذاتی حضرت سجاد در وقت انشاء این دعا

  • درست شد؟ این حقیقت، حقیقت توحید است. حالا شما ببینید پس بنابراین اگر قرار باشد ما بخواهیم به ذات پروردگار معرفت پیدا کنیم این معرفت به چه وسیله‌ای حاصل می‌شود؟ به خود ذات پیدا می‌شود. بک عرفتک‌ یعنی من تو را به خودت شناختم نه به چیزی از ماسوِی خودت چون اگر به یکی از ماسوی باشد عرفان حاصل نمی‌شود، حدی برایش هست، رتبه‌ای برایش هست مرتبه‌ای برای این عرفان است اما وقتی که به خود ذات عرض می‌شود که عرفان پیدا شد یعنی آن ذات بیاید چه کار کند این را در خودش فانی کند آن موقع می‌تواند بگوید بک عرفتک‌ من تو را شناختم به تو نه، به صفات تو، نه به اسماء تو به صفات تو و به خود تو و به ذات تو من شناختم. این می‌شود چه فنای ذاتی.

  • پس حضرت سجاد در این‌جا در مقام فناء ذاتی است. لذا می‌فرماید: وانت دللتنى علیک‌ تو من را دلالت کردی به خودت نه به آثار خودت، نه این‌که بیای نگاه کنی و ببینی در عالم وجود چه خبر است اون که چشم داری خودت داری می‌بینی‌ دللتنى علیک‌ به خودت دلالت کردی و از این مهم‌تر ودعوتنى الیک‌ به خودت مرا چکار کردی؟ خواندی، بیایید به من به سمت من بیایید نه به سمت من به‌

    1. ٢. كيست؟