حقیقت معرفت
16قضیه توحید این است که اگر یک مرتبه برای انسان آن حقایق با توجه به آنچه که میدانیم اگر یکدفعه قضیه روشن بشود اصلًا میزنیم زیر پای شرع و دین و دیانت و فلان و یا کفّره1 او قَبَلَهُ این است قضیه اگر سلمان میگفت حقیقت توحید را به ابوذر ابی ذر در اینجا دو عکسالعمل میتوانست نشان بدهد:
یا بگوید کفَّره یا میگفت این کافر است یا میگفت این کافر است و خب مسئلهاش تمام است. یا قَتَلَه یا اینکه اصلًا میزد و میگفت که این (صوت نامفهوم و جا افتادگی نوار ٤٦: ٤٥) و چون امر واقعی است نمیتواند تحمل کند و خودش را میکشد لقتله یعنی آن علم قتله این از باب چیست؟ از باب استخدام است لقتله یعنی او این را چه کار میکند؟ یعنی آن علم این را میکشت و این را از بین میبرد یا نه از اوّل نه سیب زمینی بود میزد زیر پا و میگفت دروغ است این کافر است یا علی گردن او را بزن، اما معنی ندارد دیگر چون ارتداد به وسیله کفر پیدا میشود دیگر معنی ندارد که بگوییم کفره قتله، قتله که در قبال کفرّه آوردیم غلط است، چون آنچه که موجب قتل است ارتداد است خب اول هم گفت که قتله دیگر کفره دیگر این کفره خودش موجب قتل هم است دیگر اینجا قتله یعنی چه یعنی قتل این علم این را. یعنی یا باور میکرد ولی این باور با ذهنیاتش چون تطبیق نمیکرد این را دیوانهاش میکرد دیوانهاش میکرد از بین میبرد.2
لزوم کتمان اسرار از افراد غیر مستعد
میگویند اسرار را به هر کسی نگویید چون چکار میکند دیوانه میشود واقعاً شده ها! یعنی واقعاً دیوانه شدند. از یک طرف میبیند خب این راست است این صادق است، شخص صادقی است از یک طرف چکار کند بعد تمام آنچه را که در این طول عمر کسب کرده همه را بریزید کنار تمام آنچه را که مراجع عظام فرمودند همه را باید بریزد کنار تمام آنچه که خلف صالح و خلف فلان تمام، همه را فرمودند همه را بریزد کنار تمام آنچه را که مُجمَع علیه است باید بریزد کنار. یعنی آقا مگر میشود این همه اشتباه کنند ای وای از صدر اسلام تا به حال همه اشتباه کنند؟ چی، دیوانه میشود نمیتواند تحمل کند یا اینکه میگوید چی نه بابا حرف مفت دارد میزند برو پی کارت دیوانه است، دیوانه.
- ١. امام شناسى، ج ٥، ص: ١١٣
و در« بصائر الدرّجات» مسنداً از مسعدة بن صدقه از حضرت صادق از پدرشان حضرت باقر عليه السّلام روايت است كه: قَالَ: ذَكَرْتُ التَّقِيَّة يَوْماً عِنْدَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ. فَقَالَ لِى: وَ اللَهِ لَوْ عَلِمَ أبو ذَرِّ مَا فِى قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ وَ قَدْ أخَى بَيْنَهُمَا رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ- الحديث.
« روزى از پدرم حضرت سجّاد عليه السّلام كه درباره تقيّه سخن به ميان آمد از لزوم آن پرسيدم؛ فرمود: سوگند به خدا كه اگر آنچه را كه در دل سلمان بود، ابو ذر آن را مىفهميد سَلمان را مىكشت، در حاليكه رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم بين آن دو نفر عقد اخوَّت و برادرى بسته بود». - .
- ١. امام شناسى، ج ٥، ص: ١١٣

