اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معرفت

14528
سال 1416

حقیقت معرفت

10
  • پس بنابراین ممکن است که بگوییم که رسول اللَه از ما اطلاع ندارد؟ چگونه اطلاع دیگه ندارد، از خود ما که دیگر بهتر باید اطلاع داشته باشد. لذا این تکوین می‌تواند چکار کند در مصدر امارت و در مصدر چی؟ نهی بنشیند. می‌گوید انجام بده و انجام نده. این می‌تواند این کار را بکند.

  • وقتی که می‌آیند پیش پیغمبر اکرم و می‌گویند یا رسول اللَه علی در این جنگ، نمی‌دانم برداشت تمام این چیزها را برداشت، با خودش برداشت آورد و یک کنیزکی هم آن‌جا بود و عرض می‌شود که این کنیزک را برای خودش برداشت.1

  • چرا، این در وهله اوّل برای ما جای سؤال است که چرا علی نیامد این را به آن‌ها بدهد؟ چرا علی نیامد این کار را بکند؟ چرا علی این کار را نکرد که راجع به خود رسول خدا هم اعتراض می‌کردند. حضرت به این‌ها چه بیاید بگوید. این مردم چه می‌فهمند، بیاید بگوید علی کار درست کرده؟ می‌گوید داری علی را حمایت می‌کنی. بگوید فضولی موقوف. بگویند چی شد، ما برویم جنگ کنیم نمی‌دانم سر و کله و پا همه چیز ما خون آلود بشود، علی کنیز را بردارد برای خودش، این کجای عدل است.

  • آن‌ها نمی‌فهمند که الان علی در چه مرتبه‌ای است. آن‌ها نمی‌فهمند که الان این عمل برای چیست؟ اصلًا امکانش نیست، نمی‌شود باور کرد. هیچی نمی‌شود، خدا را شاهد می‌گیرم که الان بعد از گذشت شش ماه از زمان ارتحال آقا الان من می‌فهمم بعضی از کارهایی که آقا آن موقع انجام می‌دادند برای چه بوده، تازه آن مقداری که گفتم که معرفت مراتب دارد ولی آن موقع نمی‌دانستم، نمی‌فهمیدم ناراحت می‌شدم سرد می‌شدم خسته می‌شدم ول می‌کردم، می‌گفتم که یعنی چه، آخر الان ایشان این‌طور گفتند به خود من این‌طور گفتند، پس چرا فردا برمی‌گردند یک جور دیگر می‌گویند این چه دیگر می‌ماندم در آن، آخر وقتی که به من این حرف زده شده آقا برو فلان حرف را بزن بنده هم می‌آیم این حرف را می‌زنم بعد فردا می‌بینی آمدند به یک کسی دیگر یک مطلب دیگر، چه کنیم؟ و خب چه، و اصلًا یک بار از من سؤال نمی‌کند که این کاری که کردم انجام دادی یا نه هیچ ابدا هیچی، فقط برو این کار را انجام بده و دیگر هم سؤال نمی‌کنند که خوب شد یا نشد و چی شد و نتیجه آن چه بود. ولی از یک جا می‌بینی یک حرف زدند گیر می‌کنی این حرف چیست؟ این چیست؟ من الان می‌فهمم تمام این‌ها همه به خاطر یک مسئله دیگری بوده، خب حالا اگر کسی (صوت نا مفهوم است ٠٥: ٣٠) این‌جا باشد حالا ما می‌توانیم در این صورت چکار کنیم، دو سه جور می‌توانیم عکس‌العمل نشان بدهیم: یا این که اصلًا برویم سراغ ایشان که آقا شما که این حرف را زدی برای چه آمدید برداشتید (صوت نا مفهوم است ١٧: ٣٠) این یک جور. خب حالا یک جوری ایشان هم چیز می‌کند یک وقتی چی؟ می‌گوییم حالا که این‌طور است ولش کن هرچه بادا باد، خب این هم یک جور عکس‌العمل است ولی آدم هیچی نمی‌گوید خب باز یک خورده بهتر، ولی بهتر از حال من هم حال دیگری هست آن حال چیست؟ آن حال این است که این قدر روح تعبد در انسان زیاد بشود که اصلًا به عکس‌العمل و به نتیجه کار نداشته باشد به عکس‌العمل اصلًا کاری نداشته باشد.

    1. .