اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اولیاء الهی مجرای نزول مشیّت پروردگار

15036
سال 1416
نسخه عربی

اولیاء الهی مجرای نزول مشیّت پروردگار

7
  • پیغمبر حساب جداگانه‌ای با خدا باز نكرده بود

  • پیغمبر واللَه و باللَه حساب جداگانه‌ای با خدا باز نكرده بود. یعنی رابطه بین خدا و بین خودش را همان جور می‌دید، كه رابطه بین خدا و عمرو بن عبدود یعنی عمرو بن عبدود بنده‌ای از بندگان خدا بود، خب می‌دید این یك بنده است من هم یك بنده، این كه بیاید خودش را بگیرد و فلان كند و این حرف‌ها نبود، مگر افراد كافر و افراد عرض می‌شود كه بی‌دین و لامذهب و اینها مگر از سیطره خدا بیرون آمدند؟ ولا الذى اساء و اجتر عليك و لم يرضك خرج عن قدرتك‌ آن كسی كه دارد اسائه می‌كند با چه قدرتی دارد اسائه می‌كند؟ و آن كسی كه دارد نافرمانی می‌كند با چه قدرتی دارد نافرمانی می‌كند؟ با قدرت اهریمن؟ اهریمن، قدرتش از كجاست؟ با كدام قدرت دارد نافرمانی می‌كند خدا را؟ تو كه وجود خودت از خودت نیست چگونه ممكن است آثار و تبعات وجودی از خودت باشد؟ قدرت از خودت باشد؟ وجودت مال خودت نیست، متدلی به ذات غیر هستی آن وقت فعلت مال خودت است؟ قدرتت مال خودت است؟ علمت مال خودت است؟ حیاتت مال خودت است؟ جمالت مال خودت است؟ اینها همه چیست؟ مال یكی است، قدرت این مال یكی است، علم این مال یكی است.

  • یك وقت ادیسون می‌گفت كه اختراع و اكتشاف نود و نه درصد كوشش و یك درصد الهام است. آن احمق اشتباه می‌كرد همه‌اش خلاصه الهام است. ولی همین قدر فهمیده بود كه تا آن جرقه نباشد آن كوشش‌ها به نتیجه نمی‌رسد. این قدر فهمیده بود بنده خدا، نظیرش هم از انیشتن هست كه بدون، عرض می‌شود، كه بعضی از حالات مخصوص برای انسان اختراعات و اكتشاف حاصل نمی‌شود. این مطلب را من از بعضی از افراد متفكرین همین اخیر هم شنیدم كه تازه هم از دنیا رفتند، این قضیه وقتی كه این آدم‌های امروزی ریش تراش عرق‌خور دارند این حرف‌ها را می‌زنند ما چرا بیاییم این، خلاصه از مطالب و از این چیزهای حقیقی و بدیهی بیایم خلاصه خودمان را كنار بكشیم و دست برداریم و خب هر چه هست بریزیم كنار سر یك سفره بنشینیم، آن كسی كه الان دارد كار خلاف انجام می‌دهد آیا بنده خدا هست یا نیست او هم بالاخره بنده خدا است، پس بیاییم به همان، همان نظر را بیاندازیم كه به خودمان داریم می‌اندازیم و بگوییم خدایا شكر تو را كه دست ما را گرفتی ولی هنوز او در غفلت است نه این‌كه بیاییم بگوییم باید تو بیای زیر بلیط من این غلط است، به او برگردانیم نتیجه كار را نه به خودمان، شكر خدایا تو مرا موفق كردی، شكر خدایا كه تو دست من را گرفتی، شكر خدایا كه تو به من عرض می‌شود كه روح انقیاد دادی، شكر خدایا كه تو مرا از جهل درآوردی، فقط تو، فقط تو و الا همه‌ اینها مظاهر او هستند. ما اصلًا اگر بیایم در مقابل سیدالشهداء یزید را بیاوریم قرار بدهیم اصلا كافر شدیم به ولایت سیدالشهداء، ولایت سیدالشهداء نیامده نیامده تا دم یزید ایستاده دیگر گفته از این به بعددیگر به تو مربوط به من نیست من قدرتم را به همه عالم پخش می‌كنم غیر از تو، إِ این‌كه ولایت آمد محدود شد پس این یزید قدرت را از كجا آورد؟ این یزید این ریاست را از كجا آورد؟ این محبوبیت را از كجا آورد؟