اولیاء الهی مجرای نزول مشیّت پروردگار
11این همان حرف عمر، اگر تو به ما فلان میكردی چرا پس نیامده مكه را فلان كنی؟ چرا نیامدی مكه را فتح كنی؟ گیرم بر اینكه رسول خدا گفت امسال هم ما میرویم مكه را فتح میكنیم آمد و بلا پیدا شد آیا این كلامیكه رسول خدا میگوید از طرف خودش دارد میگوید یا خدا میگوید، خوب خدا میگوید نمیخواهم میگوید الان بعد میگوید نمیخواهم، خب كی حرف بزند؟ میگوید آقا امسال مكه را فتح میكنیم بدا پیدا شده چشمتان درآید دنده شما نرم سال دیگر بروید خب رسول خدا از خودش میگوید یا از او میگوید، وقتی كه از خودش نگوید پس ما اشكال به كی بگیریم رسول خدا مگر به او اشكال وارد میشود، تو كه میدانی كه جناب عمر این رسول خدا از طرف خودش نمیگوید بر فرض خدا گفته البته حضرت فرمود من نگفتم امسال.1 بر فرض گفته امسال، از خودش كه نگفته است از او گفته است او اینطور و به او وحی كرده خوب به رسول خدا چه مربوط است. چرا میآیی به این اشكال میكنی؟ چرا میآیی مخالفت میكنی؟ چرا میآیی اذیت میكنی؟ چرا میآیی نافرمانی میكنی؟ تمام اینها برای چیست؟ به خاطر این است كه این قدرت را و این ولایت و این متابعت را ما ندیده میگیریم میرویم سراغ آن طرف.
چرا این طرف قضیه نمیچرخیم، اگر قرار باشد فعل امام حجت باشد سمعاً و طاعتا. گیرم تمام دنیا شیطان همه بیایند این كار را انجام بدهند، دادند كه دادند من نگاه به این میكنم من نگاه به بقیه نمیكنم. بقیه بروند مگر بقیه نفس میكشد عمر نفس میكشد تو نباید نفس بكشی چون عمر نفس میكشد من نباید بكشم چون ابوبكر و عمر غذا میخورند بنده نمیخورم، چون ابوبكر و عمر نان و سبزی میخورند بنده هم نمیخورم، چون عمر جو میخورد من، جو میخورد! جو و سركه میخورد نان جو، میخورد نمیخورم، خب تو به علی نگاه كن كه جو و سركه میخورد چرا به عمر داری نگاه میكنی، این، این یك دیدن است.
- .

