اولیاء الهی مجرای نزول مشیّت پروردگار
9به قول آقا سید یا آقا شیخ محمدحسن طالقانی بود فوت كرد بیحجابی و فلان این حرفها بود، رفت نجف پیش، در یك جلسهای بود مرحوم نائینی بود، آقا شیخ مرتضی طالقانی بود، عرض كنم حضورتان كه، مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی بود عدهای بودند و رفته بودند دیدن او و از ایران آمده بود و مجلسی بود، یكی از علمای نجف شروع كرد از این آقا شیخ محمدحسین كه ایران چه خبر و آقا ایران از حوادث ایران بفرمایید، آقا كه از حوادث اخیره و حدیثه چه هست و آن هم شروع كرد به گفتن بله آقا بیحجابی شده است یك مشت أنتر آمدند بیرون حال آدم به هم میخورد فلان میكنند آقا چه وضعیه؟ یكدفعه آقا شیخ مرتضی گفت: ای الاغ ای الاغ خیلی الاغی! گفت: چرا؟ گفت: آخر آن صورتهای به آن قشنگی را تو میگویی عنتر كجایش عنتر است؟ حالا خدا تكلیف كرده نگاه نكن حرف دیگر است. چی چی عنتر است. خیلی هم قشنگ است از تو كه قشنگتر است.
صدای زیبا، زیبا است. اما ما دستور داریم به این صدای زیبا توجه نكنیم، این یك مطلب دیگر است. شرع هم برای همین آمده است، رعایت حدود نه اینكه آمده اصل قضیه را از بین ببرد، بگوید قشنگ، قشنگ نیست نه آقا قشنگ، قشنگ است.
ان اللَه جميل و يحب الجمال؛1 این جمال را خدا به این داده این صدا را خدا به این داده این كمال و حیات را خدا به این داده این از كجا آورده؟ از كجا آورده؟ شما بگویید بله آقا در شكم مادر و این حرفها با خوردن بعضی از چیزها و نمیدانم گیاهان و نمیدانم غذاهای متنوع و كذا و این حرفها
و ... تأكله الحبلی و یحسن الولد2
عرض میشود كه خربزه3 بخورد چه میشود نمیدونم، سفرجل بخورد چه میشود، كه بِه بخورد فلان خب این خاصیتها را كی در این سفرجل و خربزه و عرض میشود كه اطعمه و عرض میشود كه نعمتها و اینها كی قرار داده، كی قرار داده؟ غیر از یك حی قیوم قادر علی الإطلاق مگر اینها از خودشان بودی دارند كه نمودی داشته باشند، ندارند. بله؟ پس بنابراین اصلًا چرا ما باید بیاییم و در قبال ولی بیاییم فرد دیگری را در نظر بیاوریم، قدرت دیگری را در نظر بیاوریم.
- الكافى (ط- الإسلامية)، ج ٦، ص ٤٣٨: عَنْ أَبِى بَصِيرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ النِّعْمَةِ عَلَى عَبْدِهِ.
امام شناسى، ج ١٦، ص: ٣٦٧: و وقتى مردى به پيغمبر گفت: يا رَسُولَ اللهِ! من دوست مىدارم كه لباسم نيكو و كفشم نيكو باشد آيا اين از باب تكبّر مىباشد؟! فرمود: لَا. إنَّ اللهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ. الْكِبْرُ بَطَرُ الْحَقِّ وَ غَمْطُ النَّاسِ.
« نه! خداوند جميل است و جمال را دوست دارد. تكبّر عبارت مىباشد از زير بار حقّ نرفتن و در برابر حقّ خودنمائى كردن، و ديگر آنكه مردم را پست و خوار و حقير به شمار آوردن.»
و اصحاب رسول الله نيز بعضى بر بعضى دگر از أعلى و أدنى در كيفيّت لباس عيب نمىگرفتند. كسى كه لباس خَز بر تن داشت بر كسى كه لباس پشمينه داشت عيب نمىگرفت، و كسى كه لباس پشمينه داشت بر صاحب خَز. [١]
[١] كتاب« الامام جعفر الصّادق» مستشار عبد الحليم جندى، ص ١٥٣ تا ص ١٥٦. - .
وفى السفرجل الحديثُ قد وردَ||تأكلهُ الحبلى فيحسن الولدُ
الكافى (ط- الإسلامية)، ج ٦، ص ٣٥٧: عَلِىُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِىِّ عَنِ السَّكُونِىِّ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِى طَالِبٍ عِنْدَ النَّبِىِّ ص فَأُهْدِىَ إِلَى النَّبِىِّ ص سَفَرْجَلٌ فَقَطَعَ مِنْهُ النَّبِىُّ ص قِطْعَةً وَ نَاوَلَهَا جَعْفَراً فَأَبَى أَنْ يَأْكُلَهَا فَقَالَ خُذْهَا وَ كُلْهَا فَإِنَّهَا تُذَكِّى الْقَلْبَ وَ تُشَجِّعُ الْجَبَانَ وَ فِى رِوَايَةٍ أُخْرَى كُلْ فَإِنَّهُ يُصَفِّى اللَّوْنَ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَدَ.
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَكَلَ سَفَرْجَلَةً عَلَى الرِّيقِ طَابَ مَاؤُهُ وَ حَسُنَ وَلَدُهُ. - الخصال، ج ٢، ص ٤٤٣: عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كُلُوا الْبِطِّيخَ فَإِنَّ فِيهِ عَشْرَ خِصَالٍ مُجْتَمِعَةٍ هُوَ شَحْمَةُ الْأَرْضِ لَا دَاءَ فِيهِ وَ لَا غَائِلَةَ وَ هُوَ طَعَامٌ وَ هُوَ شَرَابٌ وَ هُوَ فَاكِهَةٌ وَ هُوَ رَيْحَانٌ وَ هُوَ أُشْنَانٌ وَ هُوَ أُدْمٌ وَ يَزِيدُ فِى الْبَاهِ وَ يَغْسِلُ الْمَثَانَةَ وَ يُدِرُّ الْبَوْلَ.
- الكافى (ط- الإسلامية)، ج ٦، ص ٤٣٨: عَنْ أَبِى بَصِيرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ النِّعْمَةِ عَلَى عَبْدِهِ.

