اولیاء الهی مجرای نزول مشیّت پروردگار
6اینها قدرتنمایی خدا است ها این، این است قضیه. چه شد؟ یكدفعه همه چیز به هم ریخت. مرحوم قاضی میگفت علمت مال خودت نیست، قدرت تو مال خودت نیست، محبوبیت مال خودت نیست، ریاست مال خودت نیست لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ1 آن خدایی كه آن روز میگوید لِمَنِ الْمُلْكُ هر روز دارد میگوید لِمَنِ الْمُلْكُ آن روز وقتی كه برای انسان تجرد پیدا میشود و میبیند فنای ذاتی خودش را و استقلال و استغنای ذاتی حضرت ربُ العزّه را آنجا معنای لِمَنِ الْمُلْكُ را میفهمد، نه اینكه الان، الان هم دارد لِمَنِ الْمُلْكُ میگوید گوش نیست «موسهای نیست كه دعوی انا الحق را شنود».2
الان هم همین است، الان هم دارد میگوید (لمن الملك كل الیوم) ریاست كه مال تو نیست، این دارد میگوید من، ریاست، ریاست من باید باشد چی چی من باید باشد لذا آمدند چكار كردند؟ هی آمدند مخالفت كردند هی آمدند فلان كردند هی چی چی كردند. مرحوم قاضی میگوید نه آقا همه را بریز بده دست صاحبش یعنی چه این حرفها؟ این میشود چه؟ این میشود جهل.
دین اسلام دین آشتی با همه است نه دین ستیز با همه
اما عارف كیست، عارف كسی است كه راحت است. هر چه بادا باد، من اين لى النجاة ما چرا باید دو ببینیم؟ از این دو دیدن باید ما بیرون بیاییم. دین اسلام دین توحید است، دین اسلام دین آشتی با همه است، نه دین ستیز با همه. یعنی از اول كه پیغمبر آمد از اول به نیت آشتی آمد پیش ابوسفیان و ابوجهل، آنها فرار كردند، او شمشیر دست نگرفت آمد به ابوجهل سلام علیكم فلان و این حرفها، پاشو بیا با هم بنشینیم او گفت نمیآیم اینكه رفت جلو این كه حرفی نداشت. آمد به نصارا گفت كه وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَه3 بیاید با هم سر یك كاسه بنشینیم هم ما مسلمانها هم شما بیا ما به الاشتراك خودمان را بگیریم. آن چیست؟ آن خدا است دیگر. به یهود همین را گفت. چرا؟ چرا با همه سر آشتی باز كرد؟ چرا؟ چون همه را بنده خدا میبیند نه فقط خودش را.
- .
- .
- .

