حقیقت نجات و رستگاری(2)
5نه اینکه سلطان محمود آدم خوبی است، ما این مسئله را فقط از باب حکایت نقل کردیم.
نظر مرحوم آقا شیخ حسین حلّی پیرامون عدالت فقهاء
مرحوم آقای بروجردی و امثال او میگفتند: مضمون این روایت همان عدالت ظاهری است و برای یک مرجع همین عدالت ظاهری کفایت میکند؛ یعنی عادل باشد و ما بیش از این نیاز نداریم، بنابراین مضمون روایت:
فَأمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِنًا لِنَفسِهِ حافِظًا لِدینِهِ مُخالِفًا لِهَواهُ مُطیعًا لِأمرِ مَولاهُ فَلِلعَوامِّ أن یُقَلِّدوهُ!1
یک فرد عادی است که عدالتی دارد، دوغفروش و قصّاب و بقّال هم اگر درس بخوانند، در همین حد باید از آنها تقلید کرد!
آقا میفرمودند:
مرحوم آقا شیخ حسین حلّی در آن جلسۀ درس گفت: «یعنی چه عدالت ظاهری؟! آقا اینها مسائلی است، اینها مراتبی است! کجا منِ...2 میتوانم به این مسائل برسم؟! عدالت ظاهری یعنی چه؟!»
آقا شیخ حسین حلّی خیلی مرد از هوا گذشتهای بود؛ خدا رحمتش کند. بعد از فوت مرحوم آقا سیّد ابوالحسن دیگر قرار بر این شد که یا آقای حکیم مرجع بشوند یا آقا شیخ حسین حلّی؛ خب آقا طبعاً میخواستند که آقا شیخ حسین حلّی بشوند، چون ایشان از هر نظر أولی بودند؛ امّا خلاصه بالأخره آقای حکیم جلو افتاد، و ایشان گفتند:
وقتی که الآن او جلو افتاده است، دیگر ما بایستی هوای او را داشته باشیم و بایستی ایشان را محافظت کنیم و نگذاریم که مسئله به صورت دیگری دربیاید؛ تا بهحال به نحوی بود و الآن به نحوی دیگر.
به این میگویند کسی که از هویٰ گذشته است و خیر را برای خودش میخواست و صلاح و مطلب را برای خودش میخواهد!
گرفتاری ملتها بهواسطۀ مصلحتبینیها و تخیّلات پادشاهان
رسیدیم به اینجا که ما آمدهایم و داریم همه را به خودمان دعوت میکنیم، یعنی در ذهن خودمان میبافیم و میتنیم و میبینیم که این مصلحت است، و وقتی که این مصلحت شد، پس باید مردم هم متابعت کنند و حکم اسلام همین است!!
- الاحتجاج، ج ٢، ص ٤٥٨.
- این قلم به واسطۀ شرم نگارش نتوانست لفظ صریح ایشان را در متن ذکر کند، امّا برای اثبات طهارت نفس و علوّ روح آن رجل الهی ـ رضوانُ اللَهِ و برکاتُه علیه ـ مناسب میداند در پاورقی بیاورد: «الاغ». (رسالۀ اجتهاد و تقلید، ص ٣٦، تعلیقه)

