شرح و تبیین حال خوف و ابتهال اولیاء الهی
8شماها چه کسی هستید؟! ما روی مصلحت خدا داریم اینها را انجام میدهیم!... من اگر بخواهم مدینه را تبدیل به شام میکنم و شام را تبدیل به مدینه میکنم و جاهای اینها را عوض میکنم! مرد را زن میکنم و زن را مرد میکنم!
یکدفعه یکی شروع کرد به خندیدن که: «اگر راست میگویی من را زن بکن!» حضرت گفت: «خجالت بکش، بلند شو چادر سرت کن!» نگاه کردند و دیدند که تمام ریشهای این ریخت و زن شد! دید ای داد بیداد، گیس درآورد و ریشش ریخت! بلند شد و دررفت. حضرت گفت: «این را زن کردم و آن یکی در خانه را مرد کردم!» آن طرف بلند شد و به خانه رفت، دید حالا یک سبیل کلفت در خانه گرفته نشسته است! حضرت گفت: «حالا صبر کنید؛ آنها یک بچّۀ خنثی بیاورند که نه مرد است و نه زن!» آبرویش همهجا رفته بود. خلاصه بعد از یک مدّت آمد و روی دست و پای امام افتاد، بعد حضرت دوباره ریش و سبیل را عوض و بدل کرد و گفت: «بروید!» قضیه در مناقب ابنشهرآشوب است.1
حالا امام حسن آمد و این آقا را تبدیل به خانم کرد، فوراً احکام بر او عوض میشود، دیگر این مرد نیست که حکم کذا و کذا داشته باشد؛ همۀ احکام خانمها فوراً بار میشود! آن هم الآن تبدیل به مرد شد و آن احکامی که تا حالا برای این بود، همه از بین رفت، حتّی شأنیّت هم ندارد و اصلاً از تحت موضوع تکلیف بیرون رفت؛ مثل اینکه مُرد و یک احکام دیگری بر او تعلّق گرفت.
حکم دائر مدار موضوع است.حالا صحبت در این است که وقتی قرار شد اینطور باشد، سلمان با توجّه به یکچنین مقامی و با توجّه به یکچنین ظرفی اصلاً دیگر معنا ندارد که گناهانِ ظاهر از او متمشّی بشود؛ از تحت موضوعیّت برای تکلیف اصلاً خارج شده و دیگر بیرون آمده است و یک احکام دیگری برای او بار میشود و خصوصیّت احکام تغییر پیدا میکند. این مراتب و حالتی است که اینها دارند!
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ٤، ص ٨؛ اثبات الهداة، ج ٤، ص ٣١؛ الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٢٣٦، با قدری اختلاف در تمامی مصادر.

